تبار شناسی مختصر وقایع 13 آبان

بوسیله mirshekar13. آبان 1392 15:30

تبار شناسی مختصر وقایع 13 آبان

 

 تراکم وقایع تاریخی در روند انقلاب اسلامی در روز 13 آبان، هم در بعد داخلی و هم در جنبه های بین المللی ، این روز را در جایگاه یکی از روزهای ماندگار تاریخ انقلاب اسلامی قرار داده و از موقعیت ممتازی برخودار کرده است. تبعید حضرت امام خمینی(س) در 13آبان 1343، کشتار دانش آموزان در 13 آبان 1357و تصرف سفارتخانه امریکا در تهران در سال1358 هرکدام یادآور روزهای حساسی است که بر مردم ایران گذشته و در کنار پستی و دنائت و نامردیها و نامردمیهای طرف مقابل، حکایتگر استقامت و پایمردی آگاهانه مردم مسلمان ایران در راستای اهداف اسلام و منویات رهبرمذهبی روشن بین و نستوه مردم این مرز و بوم می باشد. این قلم بدون پرداختن به علل و عوامل متعدد زمینه ساز این وقایع که خود فرصت مبسوط و موسعی را می طلبد، به منظور یادآوری نگاهی گذرا به این وقایع خواهد داشت:

 

دستگیری  و تبعید امام  خمینی(س)

1-  13 آبان 1343 _ به دنبال وقایع 15 خرداد 1342که خود حاصل مبارزه مردم مسلمان ایران به رهبری روحانیت معظم و در رأس آن حضرت امام خمینی با برنامه های تأمین کننده منافع اجانب در این مرز و بوم بود و به ویژه رفورم امریکائی دیکته شده با نام انقلاب سفید شاه و مردم و شکست این برنامه ها و عدم موفقیت رژیم حتی با حبس و حصر رهبر نهضت، این قضایا  به منزله هشداری برای دولتمردان امریکا بود، تا به منظور حفظ امنیت و آسایش خاطر نظامیان خود درایران که حافظ منافع آن کشور و نگهدارنده تاج و تخت شاهنشاهی به عنوان برترین حافظ منافع آنها در منطقه بودند ، به احیای کاپیتولاسیون در ایران بپردازند. آنچه در این جهت دردناک و در عین حال بیانگر سرسپردگی رژیم شاه می باشد ، شیوه تصویب لایحه بر خلاف روند معمول قانونگذاری است که بعد از تصویب در مجلس سنا به مجلس شورا آورده می شود و با سانسور شدید دولت، بدون طرح در رسانه ها به تصویب می رسد. چندی بعد که نشریه داخلی مجلس به دست امام می رسد، ایشان بسیار آشفته ومنقلب می شوند و در صدد چاره جوئی بر می آیند. خبر ناراحتی معظم له به تدریج پخش می شود و عده ای از سراسر ایران را به قم می کشاند. ازطرفی به منظور آگاهی بخشی به مردم پیکهائی از طرف ایشان برای آگاه ساختن علما و روحانیون به اطراف و اکناف ایران اعزام شد  و در مجموع زمینه برای سخنرانی تاریخی و افشاگرانه حضرت امام در روز ولادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) که در آن سال مصادف با 4 آبان بود، فراهم گردید و در روز موعود هجوم سیل جمعیت از شهرهای دور و نزدیک برای استماع سخنرانی در مدرسه فیضیه  را به دنبال داشت.

پیغام رژیم شاه برای حضرت امام که در آن عدم حمله به آمریکا ومنافع استکباری آن را خواستار و آن را امری خطرناک توصیف کرده  وبه طریقی حتی حمله به شاه را بلامانع اعلام کرده بود، از طرفی بیانگر سرسپردگی شاه به کاخ سفید است و از طرف دیگر جایگاه تأثیر بیانات حضرت امام بر افکارعمومی وبر ضد منافع قدرتهای استکباری در برآورد سران رژیم را    می رساند. 

ازدحام جمعیت، چهره برافروخته وخشمگین و درعین حال جذاب و آراسته حضرت امام و صلابت حرکت ایشان در ورود به محل سخنرانی در میان انبوه مردم مشتاق و سخنرانی تاریخی و بی سابقه ایشان با آن لحن غیرتمندانه ای که آمیخته با درد و غم  و تأثر از «پایکوب شدن عزت ایران»  و حاکی از عزت و سرافرازی و استقلال بندگان عزیز خداوند و هیچ و پوچ پنداشتن قدرتهای مادی و دنیائی است، رژیم شاه  را در موضعی قرار داد که راهی جز تبعید وی به خارج از کشور برایش نماند و البته این هجرت اجباری خود مقدمه انقلابی بود که 14 سال بعد شاهد پیروزی آن شدیم. کیفیت ورود حضرت امام به میان مردم و شور وحال انبوه جمعیت و نحوه حرکت و حضور در محل سخنرانی، خود فصلی غرورآفرین از تاریخ انقلاب است - که به جا بود صدا وسیما به جای پرداختن به امور شعاری و درحد اعلای آن بی خاصیت که معمولا با تعداد معدود و محدودی افراد که گوئی غیر از آنان در این مملکت کارشناس دیگری وجود ندارد و یا دیگران را بر رسانه ملی حقی نیست -  با حضور کارشناسان وا قعا کارشناس به این فراز از تاریخ انقلاب و نطق تاریخی حضرت امام  که به واقع برنامه راه انقلاب است و نیز پیام ایشان که در همین روز صادر شده است، می پرداخت تا ماهیت استکباری و خوی شیطانی جهانخواران بهتر روشن شود و نستوهی امام و پایمردی مردم و انقلابیون  واقعی در سالهای بعد از آن روشن شود تا به تعبیر خود حضرت امام «از راه رسیده ها و آنها که حتی از دور هم دستی بر آتش انقلاب نداشته اند» در غوغای افراط بازیها و شلوغ کاریهای حساب شده ، سرنوشت انقلاب را به دست نگیرند و کسانی را که انقلاب با گوشت وخون آنها آمیخته و با  لحظه لحظه عمر آنها گره خورده است، به مسلخ تحجر خود و بی خبری مردم نبرند. 

سخنرانی امام که هر جمله آن به تنهائی حماسه بود با «انا لله و انا الیه راجعون»  شروع شد. همین شروع با استرجاع و سپس باران کلمات حماسه آفرینی که بر زبان روح خدا جاری می شد، مردم را به هیجان آورد، به شیون نشاند، به اوج عزت ارتقاء رساند و بر جان مستعد آنان بذر انقلاب اسلامی را افشاند. در این نطق از وضع آن روز ایران اعلام خطر شد، امریکا و اسرائیل عامل بدبختی مردم ایران معرفی شدند(برخلاف توصیه رژیم شاه)، از وکلای مجلسین بابت تصویب چنین لایحه ای از منظر امام سلب اختیار شد( جلوه ای از اختیارات ولی فقیه)، موضع سازش ناپذیر در مقابل همه قدرتها چه شرقی و چه غربی با قاطعیت اعلام و شوروی و انگلیس و امریکا همه محکوم و رئیس جمهور امریکا در جایگاه منفورترین فرد در نزد مردم ایران معرفی گردید. این نطق حاوی مطالب ارزنده دیگری است که مشتاقان  می توانند  متن آن را  در صحیفه امام، جلد1، صفحات 415تا424 ملاحه فرمایند.

تأثیر این نطق و شیوه تکثیر و توزیع آن در مدت زمانی کوتاه و استیصال ساواک و رژیم از مقابله با آن نهایتا منجر به دستگیری و تبعید حضرت امام در سحرگاه 13 آبان 1343 و رقم خوردن اولین واقعه تاریخ ساز در این روز شد.

 

کشتار دانش آموزان در دانشگاه تهران              

2 -  13 آبان 1357و کشتار دانش آموزان در دانشگاه تهران – آن روزها دانشگاه تهران کانون مبارزات مردمی شده بود و با طلوع آفتاب، امواج مردم انقلابی به سمت این دانشگاه سرازیر می شد. این دانشگاه که با هوشیاری دانشجویان مسلمان در مقابل انقلابی نمائیهای گروههای چپ دانشجوئی از توطئه تعطیلی و بسته شدن که خواست رژیم هم همین بود، در امان مانده بود، با بسته شدن سایر پایگاههای مبارزاتی، نقشی بی بدیل در گرم نگه داشتن فعالیتهای انقلابی و متناسب با آن روزها بازی کرد.  با اوج گیری انقلاب در اواخر تابستان 1357 و به ویژه با شروع سال تحصیلی و شور و حال انقلابی جوانان دانش آموز که نهایتا منجر به تعطیلی مدارس و ورود فعالتر جوانان در کانون مبارزه یعنی دانشگاه تهران شد، و این ورود همانند آن چه بعدا در جنگ تحمیلی و دیگر صحنه های اجتماعی تأثیر رقابت ناپذیر خود را نشان داد، رژیم را وادار به حمله به دانشگاه تهران و کشتار دانش آموزان در صحن دانشگاه کرد. نمایش صحنه هائی از این واقعه از تلویزیون افزایش خشم عمومی را به دنبال داشت و استیصال رژیم را به اوج خود رساند تا بار دیگر پرده از چهره تزویر خود بر گیرد و به جای دولت تزویر آشتی ملی شریف امامی، دولت نظامی ازهاری را روی کار بیاورد. تمرین مشق دانش آموزان با خون خود در آن روز، خط سرخ شهادت را تداوم بخشید و نهال انقلاب را آب یاری کرد و به حق این روز، روز دانش آموز نام گرفت. در این جا لازم می دانم، ضمن درخواست علو درجات برای شهدا به ویژه شهدای دانش آموز و به خصوص عزیزانی که در آن روز به خون خود غلتیدند که خود شاهد تعدادی از آن بودم، به همه دانش آموزان عزیز کشورمان بابت این روز بزرگ عرض تبریک داشته باشم.

 

تصرف سفارت امریکا

 3-   13 آبان 1358 و روز تصرف سفارت امریکا(لانه جاسوسی امریکا) _ تثبیت موقعیت روزافزون جمهوری اسلامی و استحکام بنیانهای اجتماعی برای جایگزینی ارکان نظام نوپای اسلامی به جای نظام شاهنشاهی  و نومیدی از سرنگونی قریب الوقوع این نظام و در کنار آن توطئه های پیوسته و مدام امریکا برعلیه این نظام و تأکید بر دشمنیهای قبلی و بلوکه کردن دارائیهای ایران و عدم استرداد شاه و مسائل متعددی از این قبیل و نیز صدور پیام حضرت امام مبنی بر:

 «بر دانش‏آموزان، دانشگاهيان و محصلين علوم دينيه است كه با قدرت تمام، حملات خود را عليه امريكا و اسرائيل گسترش داده و امريكا را وادار به استرداد اين شاه مخلوع جنايتكار نمايند و اين توطئه بزرگ را بار ديگر شديداً محكوم كنند.» (صحيفه امام، ج‏10، ص: 412 ). مجموعه این مسائل و بهانه ملاقات سران دولت موقت با مشاور امنیت ملی کاخ سفید در الجزیره، دستمایه ای شد تا در روز 13 آبان 1358سفارت امریکا توسط عده ای از دانشجویان دانشگاههای تهران تصرف و اعضای آن به اسارت گرفته شوند. شاید در ابتدا تصمیم به اشغال کوتاه مدت سفارت بود ، اما علل و عوامل متعددی دامنه آن را تا444روز افزایش داد. این اقدام اعتراض آمیز که مورد تأیید حضرت امام قرار گرفت، به سرعت به واقعه ای بین المللی تبدیل گردید که سایه تأثیرات آن هنوز هم به ویژه در روابط ایران و امریکا گستردگی خاص خود را دارد. اصطلاحاتی نظیر "لانه جاسوسی" ، دانشجویان پیرو خط امام" ، "انقلاب دوم"، "انقلاب زیادتر از انقلاب اول"(تعبیر حضرت امام) همگی با بار معنائی خاص خود در قاموس این قضیه  قابل بررسی است. اما استعفای دولت موقت و پذیرش آن توسط حضرت امام، تحقیر امریکا و نشان دادن محدودیت قدرت این کشور، شکست دولت کارتر، تیرگی روابط ایران و امریکا، انفعال گروههای سیاسی مدعی میارزه با امپریالیسم، تقویت وحدت داخلی مردم ایران را می توان از جمله دستاوردهای این قضیه به حساب آورد ، قضیه ای که گرچه توسط عده ای دانشجو صورت وقوع به خود گرفت اما از چنان اهمیتی برخودار شد که کسی جز حضرت امام نمی توانست آن را مدیریت کند و نهایتا فیصله دهد.

اما آنچه مهم است تحولات بین المللی بعد از گذشتن 32 سال از حل ظاهری قضیه و وقایع امروز در فعالیتهای دولت فعلی برای حل و فصل قضایای پیش آمده و بازیابی اعتبار بین المللی کشور عزیز ایران است و متأسفانه تخریب هائی که بر اساس اغراض سیاسی بر خلاف مصالح ملی صورت می پذیرد. در این جهت باید یادآور شد که دشمنی امریکا با ما امری ریشه دار است که به این زودیها حل نخواهد شد و از دشمن هم جز دشمنی نباید انتظار داشت و ماهم تا این موقعیت استکباری وجود داشته باشد، یقینا سر سازش نخواهیم داشت و این حرف و عقیده همه دلسوزان نظام است و نه گروهی خاص  که بر خلاف ادب اسلامی خود را  حق مطلق می پندارند و دیگران را به انواع لطایف الحیل متهم می کنند اما متاسفانه در این چند ساله دیدیم که "چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند". در این جهت گرچه گفتنی بسیار است، اما هشدار امام گونه مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) فصل الخطاب است.  ایشان، ضمن حمایت از مجموعه مسئولان و مذاکره کنندگان با 1+5، تأکید کردند: اینها فرزندان انقلاب و مأموران جمهوری اسلامی هستند که با تلاش فراوان در حال انجام دادن مأموریت سخت خود می باشند و «هیچ کس نباید آنها را تضعیف کند، مورد توهین قرار دهد یا سازشکار بداند».( 12/8/92 در دیدار با دانش آموزان و دانشجویان)

 مطلب را با این فراز هشدار دهنده از حضرت امام به پایان می بریم که :« بر مردم ثابت است كسانى كه سالها و بارها چه قبل و چه بعد از انقلاب امتحان خود را در تعهد به اسلام و انقلاب داده‏اند و در اين راه به پاى چوبه‏هاى دار رفته و زندانها كشيده و ترور گشته‏اند و سلامت خود را از دست داده‏اند و تحت شكنجه‏هاى شاه براى استقلال و آزادى مبارزه كرده‏اند، يقيناً دلشان به حال انقلاب و ثمرات آن نه تنها كمتر از ديگران نسوخته كه بيشتر مى‏سوزد و مسير ارزشى و الهى و پر طراوت خويش را به هيچ وجه عوض نمى‏كنند. و من از باب وظيفه به مردم و فرزندان پر شور انقلاب مى‏گويم كه مبادا بدون در نظر گرفتن محذورات سياسى و شرايط بسيار پيچيده و حساس كشور به طرح سؤالها و اشكالاتى روى آوريد كه بازگو كردن و تحليل واقعى قضايا توسط مسئولين دلسوز نظام باعث كشف اسرار مملكت شده و براى نظام مسئله‏آفرين گردد و نه تنها گره‏اى را باز نكند كه بر مشكلات مملكت نيز بيفزايد. » (همان،ج21،ص156) 

 از دیگر وقایع این روز این است که در سال 1342 به دنبال دستگیری و تبعید حضرت امام خمینی(س) ، آقا سید مصطفی فرزند ارشد ایشان باز داشت و زندانی شد که باید در جای  خود بدان پرداخته شود.

 

          

 

  

برچسب ها:

امام و انقلاب اسلامی | خاطرات | سیاسی، اجتماعی

ایران را نمی شود ویران کرد الا به ویران کردن جناحها

بوسیله mirshekar13. آبان 1392 15:15

بازخوانی دیدگاه های امام خمینی پیرامون گروه ها و جناح های سیاسی؛

ایران را نمی شود ویران کرد الا به ویران کردن جناحها

دغدغه‌ها و دل نگرانیهای حضرت امام خمینی(س) در باره سرنوشت نظام نوپای جمهوری اسلامی و سفارشات و تذکرات متعدد به مردم و مسئولان و گروههای سیاسی و آنچه در این باب انذار داد، علاوه بر آن که بیانگر دلسوزی‌ها و علاقه وافر ایشان به سرنوشت  نظام و سعادت مردم می‌باشد، نگاه به آینده، مدیریت حوادث و آینده نگری ایشان را هم روشن می‌سازد. گویی: آنچه دیگران در آینه هم نمی‌دیدند، او در خشت خام می‌دید و بدین طریق صائب بودن نظر آن پیر فرزانه نه تنها در دوران حیات دنیوی که بعد از آن را هم به اثبات می‌رساند.

جمله کلیدی «من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش مى‏‌کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد» (صحیفه امام، ج21، ص93). ان‌شاء الله آویزه گوش همه دوستداران آن بزرگوار  و دلسوزان نظام خواهد بود، اما این که نا اهل کیست و نا محرم کدام است؟ فرصتی دیگر را می‌طلبد. (و باید هوشیاری به خرج داد تا در تشخیص مصداق دچار خطا نشویم) اما در این جا و به مناسبت در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری و نیز شوراهای شهر و روستا، به شمه‌ای از رهنمودهای امام راحل به جریانها و جناحهای سیاسی به مناسب انتخابات مجلس سوم که اوج جناح بازی‌ها بود، استناد می‌کند که عمدتا بر محور حفظ وحدت و همدلی با خمیر مایه‌های اخلاقی استوار است. حضرت امام در تاریخ 67/2/27 در جمع مسئولان کشوری در باب انتخابات مجلس سوم  و ضرورت دوستی با وجود اختلاف سلیقه چنین می‌فرمایند:

«در انتخابات در عین حالى که باید گفت انتخابات خوبى گذشت، لکن شیاطینى مى‏‌خواستند که یک تخم نفاق بکارند. در جاهاى دیگر وقتى انتخابات مى‌‏شود، حزبها و دستهاى خارجى مردم را مى‏‌کشند طرف خودشان و مردم را بازى مى‌‏دهند، صحبتهایى مى‌‏کنند که همه‏‌اش براى اغفال مردم است. در انتخابات در عین حالى که بسیار خوب انجام گرفت، لکن دستهایى مى‌‏خواست ایجاد اختلاف کند، دو دستگى ایجاد کند و حال آنکه موفق نشدند بحمداللَّه. باید شما متوجه باشید به این که دشمن‌ها همیشه دنبال این هستند که ما را از داخل بپوسانند ...  شیاطین دنبال این هستند که ایجاد اختلاف کنند، دو دستگى بگویند هست،  ... البته دو تفکر هست، باید هم باشد. دو رأى هست، باید هم باشد. سلیقه‏‌هاى مختلف باید باشد، لکن سلیقه‌‏هاى مختلف اسباب این نمى‌‏شود که انسان با هم خوب نباشد. من عرض کردم مثل طلبه‌ها که با هم مباحثه مى‌‏کنند، آن وقتى که مباحثه می ‏کردند جار و جنجال جورى بود که انسان خیال مى‌‏کرد دشمن هم هستند، وقتى مباحثه تمام مى‌‏شد می ‏نشستند به دوستى کردن و انس. اگر در یک ملتى اختلاف سلیقه نباشد، این ناقص است. اگر در یک مجلسى اختلاف نباشد، این مجلس ناقصى است. اختلاف باید باشد، اختلاف سلیقه، اختلاف رأى، مباحثه، جار و جنجال اینها باید باشد، لکن نتیجه این نباشد که ما دو دسته، بشویم دشمن هم. باید دو دسته باشیم در عین حالى که اختلاف داریم، دوست هم باشیم.» (همان، ص 46و 47)

در همین زمینه به طرفداران جناحها چنین تذکر می‌دهند: « طرفداران هر دو گروه باید بدانند که همه این امور، اعتبارى و زودگذر است و همه در محضر حق هستیم و آنچه در صحیفه کردار ما ماندنى است اعمال و رفتار ما و آنچه موجب سعادت و جاودانگى ما مى‌‏شود، صفاى معنویت و ثمرات خلوص بندگى است، و ما هم نباید خلوص عمل و جامعه اسلامى خودمان را به زنگار کدورتها و اختلافات آلوده کنیم و رقابتهاى گذشته انتخاباتى هم هر گز نباید موجبات تفرقه و جدایى را فراهم نماید.» (همان، ص51)

اما در کنار این تذکرات، حضرت امام از خطر گروه بازی در مسائل اجتماعی و اعمال تنگ نظری‌ها بر مبنای منافع جناحی، چنین هشدار می‌دهند: «اگر در این نظام کسى یا گروهى خداى ناکرده بى‌‏جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آنکه به رقیب یا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است. در هر حال یکى از کارهایى که یقیناً رضایت خداوند متعال در آن است، تألیف قلوب و تلاش جهت زدودن کدورتها و نزدیک ساختن مواضع خدمت به یکدیگر است. باید از واسطه‏‌هایى که فقط کارشان القاى بدبینى نسبت به جناح مقابل است، پرهیز نمود.» (همان، ص179و 180 )

این مطلب را با این تذکر اعجاب آور و هشدار دهنده حضرت امام(س) به پایان می‌بریم که :

«دشمن‌ها در کمین شما هستند، در کمین ملت ما هستند. دشمنها حالا فهمیدند که وحدتى که در ایران پیدا شده است، آنها را شکست داد. الآن بیشتر درصدد هستند براى‏ اینکه چشیدند آن مزه‏‌اى را که وحدت داشت در بین ما. آنها عذاب او را چشیدند! الآن درصدد اینند که شماها را متفرق کنند... در دویست- سیصد سال به این طرف این نقشه بوده است. نقشه‏‌اى بوده است که ایران را ویران نگه دارند براى پیشرفت [خودشان‏]. شما مطالعه کنید کتبى که در این باب هست. ایران را نمی‌‏شود ویران کرد الّا به ویران کردن جناح ها؛ نمى‌‏شود فتح کرد الّا به اینکه شما را از هم جدا کنند.» (همان، ج‏6، ص285)

 

و اکنون: در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

برچسب ها:

امام و انقلاب اسلامی | سیاسی، اجتماعی

آسیب شناسی نهاد شورای نگهبان

بوسیله mirshekar13. آبان 1392 15:10

دفاع از قانون و اندیشه امام خمینی(س)

آسیب شناسی نهاد شورای نگهبان

 ضرورت وجود قانون در زندگی اجتماعی امری است پذیزفته شده  که در طبیعت خود هم نوعی محدودیت را در حقوق فردی ایجاد می‌کند و هم تکالیفی را به بار می‌آورد که حاصل آن محدودیت آزادی و اختیار مطلق است، چه برای شهروندان در هر مرتبه اجتماعی و چه برای حاکمیت و نیروهای قدرت، در هر مقام و موقعیت.  اختیارات و وظایف، حقوق و تکالیف، مسؤلیت‌ها و پاسخ گویی‌ها اموری در هم آمیخته است که گرچه محصول  قانون و جامعه «مردم سالار» است، اما به میزان کاربرد آن، متقابلا شاخص سنجش «مردم سالاری» و حاکمیت قانون به شمار می‌رود.

 

 حضرت امام خمینی در مقام بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی، هم‌چنانکه خود عملا اسوه حسنه قانونگرایی و ارزش گذاری به قانون بودند، در ترسیمی از حکومت ایده‌آل خود می‌فرمایند:
«در اسلام حکومت، حکومت قانون است. ... حکم مال قانون است؛ قانون حکومت مى‏کند در  مملکت  اسلامى؛ غیر قانون هیچ حکومتى ندارد. ... قانون است که حکمفرماست در همه جا. هیچ جا در حکومت اسلامى نمى‏بینید که یک خودسرى باشد، یک اعمال رأى باشد.»
 (صحیفه امام، ج8، صص 282 و 282)
بر اساس همین ایده، در جمهوری اسلامی، از جمله اولین و اساسی ‌ترین اقدامات، تدارک سازو کار تدوین و تصویب قانون اساسی بود تا در سایه آن  قدرت افسار گسیخته مهار شود و روابط عادلانه و مبتنی بر ارزش ‌های الهی بین حکومت و مردم به صورت ضابطه‌مندی در آید. دقت در پیام حضرت امام به نمایندگان  مجلس خبرگان قانون اساسی گویای چنین دیدگاهی است:
« ...  نمایندگان محترم مجلس خبرگان باید همه مساعى خویش را به کار برند تا قانون اساسى، جامع و داراى خصوصیات زیر باشد:
الف- حفظ و حمایت حقوق و مصالح تمام قشرهاى ملت، دور از تبعیضهاى ناروا؛
ب- پیش‏بینى نیازها، منافع نسلهاى آینده، آ�� گونه که مد نظر شارع مقدس در معارف ابدى اسلام است.
جصراحت و روشنى مفاهیم قانون به نحوى که امکان تفسیر و تأویل غلط در مسیر هوسهاى دیکتاتورها و خودپرستان تاریخ در آن نباشد. ... » (همان،ج9،ص310)
دقت در قسمت ج فراز بالا(بند 6پیام)، بیانگر نگرانی حضرت امام از شفاف نبودن و احتمال توجیه و تأویل در جهت منافع و هوسهای دیکتاتورها و خود پرستان نشانگر آینده نگری آن بزرگوار در پیش‌گیری از خطرات احتمالی حتی در نظام جمهوری اسلامی است و با این رویکرد است که به طور مکرر بر اهمیت و اعتبار قانون و فصل‌الخطاب بودن آن تأکید دارند:
«پیغمبر اسلام و ائمه اسلام و خلفاى اسلام تمام براى قانون خاضع بوده ‏اند و تسلیم قانون بوده‏اند. ما هم باید تبعیت از پیغمبر اسلام بکنیم و از ائمه هدى بکنیم و به قانون هم عمل کنیم و هم خاضع باشیم در مقابل قانون. قانون براى همه است‏.» (همان، ج14، ص 414)
آن بزرگوار تأکید بر اصالت دادن به قانون در مناسبتهای اجتماعی و لزوم تطبیق افراد با آن را چنین سفارش می‌کنند و در صورت تطبیق قانون با یک فرد یا یک گروه و جمعیت آن را بی اعتبار به حساب می‌آورند:
«شماها باید خودتان را تطبیق بدهید با قانون، نه قانون [خودش را] با شما تطبیق بدهد. اگر قانون بنا باشد که خودش را تطبیق بدهد با یک گروه، تطبیق بدهد با یک جمعیت، تطبیق بدهد با یک شخص، این قانون نیست. قانون در رأس واقع شده است و همه افراد هر کشورى باید خودشان را با آن تطبیق بدهند. اگر قانون بر خلاف خودشان هم حکمى کرد، باید خودشان را در مقابل قانون تسلیم کنند، آن وقت است که کشور کشور قانون می ‏شود.» (همان، ص 415)
از آنجا که در اندیشه حضرت امام، امنیت، آسایش، رفاه و سعادت مردم در سایه قانون تأمین می‌شود، و نه در سایه سار قدرت و ابزار قدرت، به همه و به ویژه مسؤلان حکومتی چنین سفارش دارند:
«
همه روى قانون عمل بکنید قانون اساسى را باز کنید، و هر کس مرز و حد خودش را تعیین کند. به ملت هم بگویند که قانون اساسى ما براى دولت این را وظیفه کرده است؛ براى رئیس جمهور این را؛ براى مجلس این را؛ براى فرض کنید فلان کار براى ارتش این را. براى همه وظیفه معین کرده است. به مردم بگویند در قانون اساسى که شما رأى دادید برایش، وظیفه ما این است. در لفظ فقط نباشد، و در واقع خلاف. واقعاً سر فرود بیاورید به قانون.» (همان، ص380)
حضرت امام هیچ کس را از خضوع در مقابل قانون  و عمل به آن، استثنا نمی‌کنند و خود ایشان در جایگاه رهبر نظام و آن جا که در شرایط جنگی و خلأهای قانونی و برای معطل نماندن امور کشور تصمیماتی را اتخاذ می‌کردند، پس از آن و در پاسخ  نامه اعتراض گونه نمایندگان مجلس، چنین پاسخ دادند:
«
با سلام. مطلبى که نوشته ‏اید کاملًا درست است. ان شاء اللَّه تصمیم دارم در تمام زمینه‏ها وضع به صورتى درآید که همه طبق قانون اساسى حرکت کنیم. آنچه در این سال ها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا می‏کرد تا گره‏هاى کور قانونى سریعاً به نفع مردم و اسلام باز گردد. از تذکرات همه شما سپاسگزارم و به همه شما دعا مى‏کنم.» (همان، ج21، ص 203)
در این زمینه مطلب بسیار است ولی حوصله این مختصر جوابگوی آن نمی‌باشد، اما  پر واضح است که طرف خطاب حضرت امام در همه این تذکرات مسؤلان و دست اندرکاران حکومتی هستند و این استدلال که چون در نظام جمهوری اسلامی است و به اسم ایشان تمام می‌شود، یا به اعتبار ایشان لطمه می‌خورد و از این قبیل توجیهات در قاموس مدیریتی ایشان  جایگاهی نداشت و در این زمینه آن چه اصالت داشت، حق و حقیقت، حقوف مردم، مصلحت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی در مقابل مصلحت افراد بود که نمونه‌های متعددی قابل احصاء می‌باشد. اما در کنار این امر، تأیید و تلاش حضرت امام برای تثبیت موقعیت نهادها و پشتیبانی از آن‌ها در مقابل زیاده خواهی‌ها و غوغاسالاری‌ها و مواردی از این قبیل و هدایت و راهنمایی  به منظور بالا بردن توان و تقویت قدرت  انجام وظایف قانونی مطابق مر قانون، بر کسی پوشیده نیست و در قاموس سیاسی ایشان سر فصلی شاخص به حساب می‌آید.
اکنون با این مقدمه و با توجه به فرا رسیدن هفتم خرداد ماه، روز گشایش مجلس شورای اسلامی و ارتباط آن با امر قانون‌گذاری و نیز ارتباط  و نقش نهاد محترم شورای نگهبان با این موضوع با اهمیت، سعی می‌شود تا با نگاهی به اندیشه حضرت امام خمینی(س) به این نهاد مهم و تأثیر گذار، مختصری از همین زاویه دید به آسیب شناسی آن پرداخته شود. در ابتدا اشاره می‌شود که جایگاه نهاد شورای نگهبان در ساختار نظام حمهوری اسلامی ایران و حیثیت تصمیمات آن در شرعی و قانونی بودن مصوبات مجلس شورای اسلامی و نقش نظارتی بر انتخاب مسؤلان حکومتی هم در قانون اساسی و هم در اندیشه و نظر حضرت امام غیر قابل انکار و واقعا بی بدیل است و شأن و جایگاهی منحصر به خود دارد. همچنین اعتبار مصوبات  و تصمیمات قانونی آن که هیچ حرف و «ان قلتی» در آن ارزش و اعتباری ندارد.
حضرت امام خمینی درباره شأن و جایگاه این نهاد می‌فرمایند:
« نهاد شوراى نگهبان همیشه مورد تأیید این جانب است و به هیچ وجه تضعیف نشده و نخواهد شد. این نهاد باید همیشه با بیدارى و هوشیارى در خدمت به اسلام و مسلمین کوشا باشد.»
 (صحیفه امام، ج‏20، ص 457)
و نیز:
« اهمیت و نقش مجلس شوراى اسلامى و شوراى نگهبان در نظام کشور اسلامى ایران بر کسى پوشیده نیست.»
(همان، ج21، ص50)   
و اما در مورد اهمیت مصوبات این نهاد می‌فرمایند:
«
کسانى که با مصوبات مجلس بعد از اینکه شوراى نگهبان نظر خودش را داد باز مخالفت مى‏کنند، اینها دانسته یا ندانسته با اسلام مخالفت مى‏کنند. »(همان، ج14، ص414)
و یا:«پس از رأى مجلس و انفاذ شوراى نگهبان، هیچ مقامى حق ردّ آن را ندارد، و دولت در اجراى آن باید بدون هیچ ملاحظه‏اى اقدام کند.» (همان، ج17، ص  321)
و در مورد شأن اعضای محترم شورای نگهبان چنین می‌فرمایند: 
«شوراى نگهبان، این فقهایى که در آنجا هستند تمامشان را من از نزدیک سالهاى طولانى مى‏شناسم، که باید بگویم اینها را من بزرگ کرده ‏ام‏.» ( همان، ج17، ص 272)
و اما از آن جا که این بزرگواران افراد محترمی هستند با تمام جوانب انسانی، احتمال اختلاف دید و تفاوت نگرش در موضوعات بین خود و با دیگران را دارند،  همچنین در معرض خطا و اشتباه هم هستند و مواردی پیش آمده‌ است که حضرت امام با لحاظ جمیع جوانب و در نظرگرفتن مصالحی، چه در جایگاه رهبر جامعه و یا استاد اغلب این حضرات، تغییراتی در روند امور را فراهم آورده‌اند که البته جنبه‌های اخلاقی و یا مصلحت سنجیهایی در رابطه با مسائل بین‌المللی نیز در اخذ تصمیم ایشان دخیل بوده ‌است و بنا بر این تذکراتی داده و یا مانع از اجرای بعضی تصمیمات غیر متعارف شده‌اند که در نوع خود می‌تواند چراغ راهی برای پیمودن  درست و سلامت راه باشد. از جمله:
لزوم رعایت ضوابط قانونی: همان طور که آمد نهاد شورای نگهبان در جایگاه حساس تأیید مصوبات مجلس و نظارت و تأیید انتخاب مسؤلان قرار دارد و با توجه به اختیارات داده شده در قانون اساسی و در مواردی تفسیرهایی که از بعض مواد قانونی صورت می‌گیرد، جایگاه این نهاد فرا قانونی دیده شده و متأسفانه پرسشهای پیرامون بسیاری سؤالات بی پاسخ می‌ماند که این امر در دراز مدت اثرات سوء و زیانباری خواهد داشت و تاریخ  یقینا مطابق خواست ما قضاوت نخواهد کرد. در همین زمینه در مورد اختلاف پیرامون مصوبات مجلس شورای اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌تواند در این باب داوری و اعلام  نظر کند. اما در باب تایید صلاحیت ها حرف نهایی را این نهاد می‌زند. هرجند این امر جنبه قانونی دارد اما اقناع مردم و پاسخ قانع کننده به افکار عمومی، از این طریق همیشه میسر نمی‌باشد. بر این اساس حضرت امام برای تآیید صلاحیت ریاست جمهوری  به جز دوره اول که خود ایشان انجام دادند، چنین می‌فرمایند: 
«در دوره‏هاى آینده که ان شاء اللَّه استقرار کامل حاصل شد، به حسب قانون اساسى باید این امر به وسیله شوراى نگهبان عمل؛ و آنان هستند که باید تشخیص صلاحیت رئیس جمهور را به حسب موازین قانونى بدهند.» (همان، ج12، ص11)
تأکید بر موازین  قانونی،  گویای در نظر گرفتن واقعیت‌ها و ایجاد ساز و کارهای چندی است‌  که مراعات آن راه اعمال  سلیقه‌های منفعت طلبانه بر اساس نفع گروههای سیاسی را می‌بندد و صلاحیت‌های شخصی و قابلیت‌های اجتماعی فرد نامزد شده ملاک سنجش قرار می‌گیرد. برای نمونه مورد اخیر و طرح شرط سنی چون تصریح قانونی ندارد، طبیعی است که افکار عمومی قانع نشود و این قانع نشدن البته به صلاح نخواهد بود متأسفانه بی انگیزگی و بی تفاوتی را به دنبال دارد.
و یا این مورد که هیچ کس و هیچ نهادی حتی شورای نگهبان هم فرا قانونی نمی‌باشد، حضرت امام  چنین فرموده‌اند:
«باید حدود معلوم بشود. آقاى رئیس جمهور حدودش در قانون اساسى چه هست، یک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت مى‏کنم. اگر همه مردم هم موافق باشند، من مخالفت مى‏کنم. آقاى نخست وزیر حدودش چه قدر است، از آن حدود نباید خارج بشود. یک قدم کنار برود با او هم مخالفت مى‏کنم. مجلس حدودش چه قدر است، روى حدود خودش عمل کند. شوراى نگهبان حدودش چه قدراست؛ قوه قضاییه حدودش چى است؛ قوه اجرائیه. قانون معین شده است‏ »
 همان، ج14، ص 377)
خطر جو سازی ها و غوغاسالاریهای گروه های فشار: حضرت امام در این مورد چنین تذکر و به طریقی به شورای نگهبان قوت قلب داده‌اند :
«باید قوانین را بررسى نمایید که صد در صد اسلامى باشد. به هیچ وجه گوش به حرف عده‏اى که مى‏خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقى هستند، [ندهید] قاطعانه با این گونه افکار مبارزه کنید. خدا را در نظر بگیرید.»
 (همان، ج13، ص 53)
گرچه شأن بیان این  مطالب مربوط به جو سازی‌های گروهکها و بعض طرفداران سرمایه‌داری در ادائل انقلاب است، اما این بت عیار هر لحظه به رنگی در آید و با در اختیار داشتن امکانات و ابزار تبلیغی و پشتوانه‌ه‌ای بعضا دینی با غوغا سالاری و ایجاد هیجانات کاذب سیاسی واقعا تأثیر گذار خواهند بود و چنین است که حضرت امام در این باره هم هشدار داده‌اند.
بعضی جهت گیری‌ها و رفتارهای جمعی و در مواردی فردی توسط اعضای محترم شورای نگهبان: جستجو در قضایای مرتبط با نهاد محترم شورای نگهبان و برخورد حضرت امام با آن، علاوه بر همه تأییدها بعضا مواردی را به دست می‌دهد که خالی از تنش و چالش نبوده و البته آثار و برکات زیادی هم داشته است. که قضایای مربوط به قانون کار و اختیارات دولت و ... نمونه‌هایی از آن است  و حضرت در همین باب در تاریخ 63/6/11  به اعضای محترم این شورا چنین تذکر می ‌دهند:
« من با نهاد شوراى نگهبان صد در صد موافقم و عقیده‏ام هست که باید قوى و همیشگى باشد، ولى حفظ شورا مقدارى به دست خود شماست. برخورد شما باید به صورتى باشد که در آینده هم به این شورا صدمه نخورد. شما نباید فقط به فکر حالا باشید و بگویید آینده هر چه شد، باشد. شیاطین بتدریج کار مى‏کنند. امریکا براى پنجاه سال آینده خود نقشه دارد. شما باید طورى فکر کنید که این شورا براى همیشه محفوظ بماند. رفتار شما باید به صورتى باشد که انتزاع نشود که شما در مقابل مجلس و دولت ایستاده‏اید. اینکه شما یکى و مجلس یکى، شما یکى و دولت یکى، ضرر مى‏زند. شما روى مواضع اسلام قاطع بایستید، ولى به صورتى نباشد که انتزاع شود شما در همه جا دخالت مى‏کنید. صحبتهاى شما باید به صورتى باشد که همه فکر کنند در محدوده قانونى خودتان عمل مى‏کنید، نه یک قدم زیاد و نه یک قدم کم. در همان محل قانونى وقوف کنید، نه یک کلمه این طرف و نه یک کلمه آن طرف. گاهى ملاحظه مى‏کنید که مصالح‏ اسلامى اقتضا مى‏کند که به عناوین ثانوى عمل کنید. به آن عمل کنید گاهى مى‏بینید که باید نخست وزیر در کارى دخالت کند که اگر دخالت نکند به ضرر اسلام است، به او اجازه دهید عمل کند. ضرورت اقتضا مى‏کند که نخست وزیر فلان کار را انجام دهد که از کس دیگرى بر نمى‏آید. شما باید سعى کنید که نگویند مى‏خواهید در تمام کارها دخالت کنید، حتى در مسائل اجرایى. البته خود این مسائل را مى‏دانید و عمل مى‏کنید، ولى من تذکر مى‏دهم. شما باید توجه داشته باشید که اگر مباحثات به مناقشات تبدیل شود و جلوى یکدیگر بایستید، اسباب این مى‏شود که شوراى نگهبان تضعیف شود و در آتیه از بین برود.»
 (همان، ج19، ص 43 و44)
اما یکی از بارزترین این قضایا موضوع انتخابات مجلس سوم و جهت گیری  صریح و شفاف حضرت امام است که:
«اعضاى محترم شوراى نگهبان- دامت افاضاتهم‏ با توجه به گزارشات مختلف و نیز رسیدگى و گزارش نماینده این جانب در امر انتخابات صحت آن محرز و آن را اعلام نمایید، تا انتخابات در موعد مقرر- روز قدس- انجام گیرد. و تصمیم نهایى در مورد صندوقها و آرا، با رأى اکثریت نمایندگان محترم شوراى نگهبان و وزیر محترم کشور و نماینده این جانب است. و کسانى که احتیاط یا وسوسه‏اى در امر انتخابات مى‏کنند بهتر است کمال احتیاط را براى حفظ حیثیت جمهورى اسلامى و اسلام نمایند.»(همان، ج21، ص 36)
در پایان نامه حضرت امام به یکی از فقهای محترم وقت شورای نگهبان را به پایان می‌بریم که در گوشه‌ای از تهران روی منبر به فردی نسبتی را داده بود که باعث خشم و عکس العمل سریع و صریح حضرت امام شد. امری که متأسفانه فعلا با نهایت بد اخلاقی سکه رایج منابر و تریبون‌های عمومی شده و بعضا از طریق رسانه ملی! هم به خورد مردم داده می شود  و متأسفانه به اسم دین داری که باید گفت وای از این دین داری. نامه حضرت امام چنین است:
«
بسمه تعالى‏- حضرات فقهاى محترم شوراى نگهبان- دامت افاضاتهم‏

با سلام و آرزوى موفقیت براى شما و تمامى آنانى که قلبشان براى پیروزى اسلام مى‏تپد. گاهى دیده مى‏شود که بعضى از آقایان محترم در مسائلى وارد مى‏شوند که موجب وهن شوراى نگهبان است. فقهاى محترم باید توجه داشته باشند که نباید در مسائلى که مورد درگیرى هست وارد شوند. از باب مثال در شأن شوراى نگهبان و حتى خود حضرت آقاى خزعلى نیست که به افراد مختلف تندى کند. اینکه دیگر روشن است که روى منبر و یا هر کجا حرام است به مسلمانى نسبت کمونیستى داد. بر فرض که ایشان بگوید من نسبت ندادم ولى این را که معترفند که گفته‏اند: مى‏گویند، آقاى سلامتى کمونیست است. آیا این توهین و گناه بزرگ از شخصى که عضو شوراى نگهبان است آن هم به مسلمانى که نماینده مردم تهران است، شرعاً چه صورتى دارد. مادامى که شما اینگونه عمل مى‏کنید باز هم توقع دارید جوانان انقلابى تند احترام شما را بگیرند.

آیا شخصى که مى‏آید نزد فقهاى شوراى نگهبان و مى‏گوید: اگر گناهى هم کرده‏ام توبه مى‏کنم، راه درستى را رفته است یا کسى که روى منبر این توبه را به عنوان ضعف یک نماینده نقل مى‏کند؟ بحث بر سر خوبى و بدى نمایندگان و سایر افراد نیست، بحث بر سر راه گناه و کج رفتن است. همه باید توجه کنیم که آلت دست بازیگران سیاسى نشویم. باید سعى شود آقایان به عنوان منبرى پرخاشگوى که تا این مرحله حاضر است پیش رود معرفى نشوند. شما نگویید، آنها به ما بد مى‏گویند و ما با این صحبتها جواب آنها را مى‏دهیم. آنها که به شما بد مى‏گویند، پست مقدس شوراى نگهبان را ندارند. شما در مکانى نشسته‏اید که باید خیلى از مسائل را با سکوت و وزانت خویش حل کنید. حواستان را جمع کنید که نکند یکمرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه ‏ای ها همه چیزتان را نابود کرده‏اند. من به شما آقایان علاقه‏مندم ولى لازم مى‏دانم گاهى که مسئله‏اى را مى‏بینم تذکر دهم. والسلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته.            
روح ا‏لله الموسوى الخمینى»
  (صحیفه امام، ج21، ص 612 و 613)
اکنون قضاوت با خوانندگان محترم است در مقایسه این جهت گیری حضرت امام و آنچه متأسفانه در نمازجمعه چندی قبل تهران مطرح شد.  فاعتبروا یا اولی‌الابصار.

برچسب ها:

امام و انقلاب اسلامی | سیاسی، اجتماعی

چگونه باشیم؟!

بوسیله mirshekar10. تير 1392 14:48


1-      مسلمانی، بویژه شیعه علی(ع) بودن، کلیتی به هم پیوسته و تفکیک‌ناپذیراست که با احراز همه  اجزای آن می‌توان ادعای پیروی از او -علیه السلام- و اولاد معصومش -علیهم السلام- را داشت و نمی‌توان جزیی از آن را به طور گزینشی و سلیقه‌ای تعطیل کرد و بر همان ادعا باقی ماند.


2-      این موضوع هم در مسائل فردی وهم در مسائل اجتماعی، مصداق دارد واجازه هر نوع برخورد با طرف مقابل را که متفاوت و یا حتی مخالف فکر می‌کند، نمی دهد، زیرا بعید نیست که خدای ناکرده به خروج خود انسان از حوزه انسانیت و اسلامیت منتهی شود.


3-      این مطلب به منظور انشاءالله تأثیر مطلوب در فضای تهمت و افترا و هتاکی و فحاشی ایجاد شده‌ای که متأسفانه مدتی است دامن‌گیر جامعه شده و قطعا از اعتبار جمهوری اسلامی می‌کاهد، نوشته شده است؛ همان جمهوری اسلامی‌ای که حاصل رنج‌ها و زحمت‌های توانفرسای حضرت امام و خون هزاران شهید و رنج جانبازان وآزادگان و خانواده‌های آنهاست و به قول حضرت امام «حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر- ولو امام عصر باشد- اهمیتش بیشتر است».

ایشان می‌فرمایند: "این یک تکلیف الهی است برای همه که اهم تکلیف‌هایی است که خدا دارد».

(صحیفه امام ،ج 15، ص 365)


4-      نگارنده این سطور واقف است که این تذکرات برای کسانی که خود را حق مطلق و عین حقیقت توصیف می‌کنند و شیفته و دلباخته فکر و اندیشه و سلیقه سیاسی خود هستند و از موضع قدرت‌مداری با قضایا برخورد می‌کنند، از احتمال تأثیر ناچیزی برخوردار است، اما به حکم "فذکر ....." به انجام وظیفه می‌پردازد و امیدوار است لااقل در کنار دو مطلب آموزنده ذیل تأثیر مطلوبی بر جای گذارد:

الف: در جنگ صفین و اوج مقابله حق و حقیقت و البته انصاف و عدل و مردانگی و ارزش‌مداری از یک طرف و تزویر و نیرنگ و فریب و خدعه و ناجوانمردی از طرف دیگر، وقتی حضرت علی شنید که تعدادی از یارانش به شامیان دشنام و ناسزا می‌گویند (در جواب آنها و برای مقابله به مثل) آنان را منع کرد و مطلب مختصری فرمود که واقعا تعریف ایمان وخوبی و اخلاص و خیرخواهی ومأموریت یک فرد الهی است که رسیدن به قدرت را به هر قیمتی برنمی‌تابد. او فرمود: «من دشنام دادن و ناسزا گفتن را دوست ندارم و نمی‌پسندم. شما اگر با صداقت منش و روش آنها را بیان کنید، گفتار درست و روش مقبولی را اتخاذ کرده‌اید. به جای لعن و نفرین به خیرخواهی آنها برخیزید و برای حفظ خون‌های خود و آنها و اصلاح روابط فیمابین و هدایت و نجات از گمراهی‌شان دست به دعا بردارید تا جاهل به حق آن را بازشناسد و شیفته گمراهی از آن روی برگرداند». (نهج البلاغه خطبه 206)

ب: در کتاب «داستان راستان، اثر شهید بزرگوار مطهری(ره)، داستانی تحت عنوان «دوستی که بریده شد» آورده شده است که بسیار آموزنده و مناسب حال فعلی ماست و عبرت‌آموز که خلاصه آن چنین است: ...او به نام: "رفیق امام صادق معروف شده بود [و معمولا ملازم آن حضرت]... آن روز مانند همیشه همراه امام بود و با هم وارد بازار کفش‌دوزها شدند. غلام سیاه آن مرد هم که همراه او بود، سرگرم تماشا شد و عقب ماند. او برای مرتبه سوم هم که سر برگرداند غلام را ندید ولی برای مرتبه چهارم که سربرگرداند و غلام را دید، با خشم به وی گفت: «مادر فلان! کجا بودی؟» تا این جمله از دهانش خارج شد، امام با تعجب دست خود را به پیشانی مبارکشان کوبیدند و فرمودند: "سبحان الله! به مادرش دشنام می‌دهی؟! به مادرش نسبت کار ناروا می‌دهی؟!من خیال می‌کردم تو مردی با تقوا و پرهیزکاری. معلوم شد در تو ورع و تقوایی وجود ندارد».

یا ابن رسول ا... این غلام و مادرش اهل سند هستند و مسلمان نیستند که من به او تهمت ناروا زده باشم.

حضرت فرمودند: مادرش کافر بوده که بوده، هر قومی سنتی در امر ازدواج دارد و بر طبق آن سنت عملشان زنا نبوده و فرزندانشان زنا زاده نیستند».

بعد از این بیان، حضرت صادق فرمودند: «دیگر از من دورشو» و بعد از آن حضرت او را نپذیرفتند و کسی ندید که امام صادق با او راه برود، تا مرگ بین آنها جدایی کامل انداخت.

والسلام

21/12/89

 

 

 

برچسب ها:

سیاسی، اجتماعی

نگاهي متفاوت به كار و كارگري

بوسیله mirshekar10. تير 1392 14:33

در بررسي سيره حضرت امام در موضوع كار و كارگري توجه به نكاتي چند را توصيه مي‌‌نمايد:

1- تأمين رفاه عمومي و به ويژه خدمت به محرومين ومحروميت زدايي راه و رسم هميشگي امام و به عنوان اصلي راهبردي و هميشگي همواره مورد پيگيري و توصيه ايشان بوده وبا نگاهی ارزشي، آن را عبادتي برتر، تأمين كننده خير دنيا و آخرت و .... به حساب آورده است: «ما آن روز عيد داريم كه مستمندان ما به سطح زندگي رفاهي و تربيت صحيح اسلامي – انساني برسند». (صحيفه امام، ج15، ص 491)

«گمان نمي‌كنم عبادتي بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد». (همان،ج20، ص341)

«به همه در كوشش براي رفاه طبقات محروم وصيت مي‌كنم كه خير دنيا و آخرت شماها در رسيدگي به حال محرومان جامعه است». (وصيت نامه سياسي-الهي؛ صحيفه امام، ج21، ص 445)

و طبيعي است كه اين دغدغه خاطر شامل حال «كارگران» كه از محروم‌ترين اقشار جامعه هستند، هم خواهد شد.

2- باور امام بر تأثير اجتماعي قشر «كارگر» تا بدان حد است كه تقريباً بلا استثناء در تمامي سخنراني‌ها و پيام‌هاي دوران مبارزه يكي از اصلي ترين مخاطبان ايشان مي‌باشند و ويژه در روزهاي اوج‌گيري مبارزه اين امر بيشتر خود را نشان مي‌دهد.

3- حضرت امام براي كارگر به معني خاص آن با توجه به آموزه‌هاي ديني ارزش و احترام خاصي قائل بودند و بدان اشاره داشتند:

«از پيغمبر اكرم شنيده‏ايد كه نقل شده است كه كف دست يك كارگر را- يعنى، همان محلى كه كار درش تأثير كرده و پينه بسته- آنجا را بوسيد و اين، يك نشان ارزش است براى كارگر در طول تاريخ؛ پيغمبر اسلام، كه اولين فرد انسانهاست و بزرگترين انسان كامل است، نسبت به كارگر آن طور تواضع بكند و كف دست او را كه علامت كار است، ببوسد! اين نكته دارد كه كف دست را بوسيده، نه پشت دست را؛ كف دست آثار كار درش هست، مى‏خواهد ارزش كار را به عالميان اعلام كند، به مسلمين اعلام كند كه ارزش كار اين است كه آنجايى كه كارگر كار كرده است، در اثر كار يك نشانه‏اى پيدا كرده است؛ من آنجا را مى‏بوسم كه ملتهاى اسلامى و بشر ارزش اين كارگر را بداند.». (صحيفه امام، ج16، ص 234)

 

يا مي‌فرمايند: «رفتار او با كارگر آن بود عرض كردم كه كف دست كارگر را با تواضع بوسيد و اين نشان كارگرى را بوسيد و براى كارگران افتخار ايجاد كرد. ارزش انسانى را توجه داشت كه كارگر [انسان است؛] كارگر آن روز استقلال داشت و هر چه كار مى‏كرد براى خودش بود و استقلال داشت و ارزش داشت و آن ارزش را، محل ارزش را بوسيد پيغمبر اكرم و اعلام كرد ارزش كارگر را.» (همان، ص 237)

و يا اينكه: «دوم شخص اسلام، علي بن ابي طالب –عليه السلام- است. ايشان خودش يك كارگر بود.» (همان، ص238)

4- با پيروزي انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني (س) براي رفاه حال تمام طبقات مستضعف و به ويژه قشر محروم كارگر رسالت خطيرتري را احساس و اقدامات متعددي را براي رفاه حال كارگران، ايجاد رفاه و رفع اختلافات طبقاتي از طريق برقراري عدالت اجتماعي و بهتر شدن اوضاع آنها و برخورداري از يك زندگي آبرومندانه را به انجام رساندند كه تأسیس سازمان‌ها و نهادهاي متعدد در اين راستا قابل بررسي است وحكم آن حضرت به وزير وقت كار (مرحوم داريوش فروهر) كه در 26 اسفند 1357 صادر شده يك نمونه از آن است. (صحيفه امام،ج6، ص380 و 381)

5- اما آنچه در پيام 11 ارديبهشت 1358 كه نخستين پيام آن بزرگوار به كارگران در روز جهاني كارگر در شأن كار و كارگر صادر شده است، نگاهي متفاوت به كار و كارگر است. اين پيام كه از مضامين عرفاني بلندی برخوردار است براساس باور ايشان به تأثير طبيعي روح زنده و پرنشاط كارو كارگري بر طراوت و شادابي جامعه و اعتقاد به ارزش اين امر صادر شده در نوع خود، واقعا ً‌بي نظير است و مي‌توان با قاطعيت اعلام داشت كه هيچ كس در اين باب چنين ارزش‌گذاري را صورت نداده است.

در اين پيام: «كار» هم سنگ نور ديده شده كه هميشگي و پردوام است و در همه جا ساري و جاري است.

تعريفي جدیدي از كار ارائه شده است كه از دقت و ظرافت و معناي فوق العاده اي برخوردار است:

                  كار نظير «وجود»   است كه در همه شئون عالم دخالت دارد.

اوج  تعريف و تمجيد تا آن جا بالا مي‌رود كه «.... كار احاطه دارد بر همه عوالم. از اول با «كار» عالم موجود شده است و كارگر مبدأ همه موجودات است. حق تعالي مبدأ كارگري است وكارگر است.» و...

«كارگران ما، چه طبقه دهقان و چه طبقه كارگران ساير كارخانه‌ها و ساير جاها، ... بركاتي كه دركشور هست مرهون وجود آنها است و لهذا آنها مقدمند برهمه». (همان، ص 174)

6- تعبيرات ديگر حضرت امام در اين باب هر كدام در نوع خود بي نظير است:

«عامل ارزش‌هاي بزرگ انساني»، (همان، ج16،ص223) «طبقه شريف، ستون فقرات استقلال كشور و اسطوره سرنوشت ساز و رهايي بخش از وابستگي هاو پيوستگي‌ها» (همان،ج14، ص 326) و .... حيات يك ملت مرهون كار و كارگر است». (همان، ج12،ص264)

7- اين ارزش‌گذاري‌ها و در كنار تذكرات حضرت امام درباره آفات و آسيب‌هاي اجتماعي دست به دست هم داد وگروه ها و جريانات وابسته به غير و منحرفي را كه در غياب اين انديشه و شيوه عمل به پيشبرد اهداف خود در بين كارگران دل خوش كرده بود از صحنه عمل خارج ساخت و اما؛

8- و اكنون زيبنده است تا در سالي كه به نام سال «حمايت از توليد ملي و سرمايه ايراني» نام‌گذاري شده هم مسئولين در زمينه فراهم آوردن امكانات و تحقق حقوق كارگران و هم قشر شريف كارگر با كار و تلاش خداپسندانه خود اين امر ارزشمند و تأثيرگذار را كه در زمينه قطع وابستگي‌ها و فراهم آوردن ارتقاء صنايع و رشد خودكفايي بيشترين تأثير را دارد، تحقق بخشند. ان شاءالله. و السلام.

برچسب ها:

سیاسی، اجتماعی

کودتای نافرجام نوژه

بوسیله mirshekar10. تير 1392 14:20

 

از بدو پیروزی انقلاب اسلامی ایران و حتی قبل از آن سلسله توطئه های دنیای استکباری بر علیه این انقلاب و مردم و رهبری آن به وقوع می پیوندد که بعضا توسط عوامل داخلی به اجرا درمی آید، اما آنچه مهم است شکست پی در پی این توطئه ها توسط مردم و در سایه رهبری امام است و واقعا هوشیاری و حسن تدبیر رهبر کبیر انقلاب و اعتقادات و باورهای دینی مردم –که انقلاب بر این مبنا پایه گذاری شده بود- این توطئه ها را خنثی و این نقشه ها را نقش بر آب می کرد و انقلاب را به سلامت پیش می برد. طرح کودتای نظامی نوژه با هدف بمباران مراکز حساس، نظیر بیت حضرت امام خمینی(س)، صدا و سیما و... و کشتن انبوهی از مردم از جمله این برنامه ها بود که متاسفانه از طرف افرادی به ظاهر وجیه المله هم پشتیبانی می شد. این توطئه البته بر پایه اعتقادات دینی خانواده یکی از خلبانان متنبه شده از جمع توطئه گران، افشاء و خنثی شد؛ اما آنچه مهم است، اینکه این سری اقدامات در قاموس مدیریتی حضرت امام از چندان اهمیتی برخوردار نبوده و از قبل محکوم به شکست بوده است که این اطمینان خاطر حضرت امام علاوه بر ایمان و توکل بر خداوند تبارک و تعالی بر پایه باور حضور موثر مردم نیز استوار بوده است.

طرح کودتای نوژه در تاریخ 1359/4/18 با شکست مواجه شد و حضرت امام در تاریخ 59/4/20 در جمع روحانیون، ائمه جماعات تهران و شهرستانها و روحانیون عضو بسیج‏، با اشاره به این توطئه چنین فرمودند:

 

«این توطئه ای که معلوم است چنانچه موفق به کشفش نشده بودیم و مردم قیام هم کرده بودند، خفه می کردند آنها را. آن روز که فانتوم آمد و اینجا را خراب کرد و من هم رفتم سراغ کارم، ملت دستش باز و با مشت محکم اسلام را حفظ کنند. (صحیفه امام، ج‏13، ص: 18)

 

و نیز در این مورد می فرمایند:

 

«مگر ملت ما حالا دیگر نشسته آنجا که یک فانتوم و دو فانتوم کارى انجام بدهد. این احمقها نفهمیدند این را که با چهار تا مثلًا سرباز- سربازها که با اینها موافق نیستند- با چهار نفر از این درجه دارها مثلًا و امثال اینها مى‏شود یک مملکت 35 میلیونى که همه مجهز هستند، اینها بتوانند فتح کنند. اینها غلط فکر کردند. اینها نفهمیدند که شوروى با همه قدرتى که دارد و با همه ابزارى که دارد و با همه سلاحهاى مدرنى که دارد، در افغانستان پوزه‏اش به خاک مالیده شده. در عین حالى که اینها یک حماقتى است، منتها بعضى جوانها، بیچاره‏ها، نفهمها اینها را وادار مى‏کنند یک همچو کارى بکنند. یک همچو کارهایى که همین دو- سه روز مثلًا [بود]. خوب، اینها نمى‏فهمند که اگر فرضاً هم شما از پایگاه همدان پا شده بودید و آمده بودید و فرض کنید چند تا جا [را] هم کوبیده بودید، شما بالاخره باید زمین هم بیایید یا همان آسمان مى‏مانید؟ ما از این امور نمى‏ترسیم.» (همان)

 

و در ادامه ضمن بی اهمیت تلقی کردن این کودتا، خطر اصلی را در وجهی دیگر مطرح می سازند:

 

«ما از قشرهاى خودمان مى‏ترسیم؛ از خودمان‏ چنانچه شما آقایان و همپالگیهاى شما، سنخ روحانیت همه- ایّدهم اللَّه تعالى- اگر کارهایى خداى نخواسته انجام بدهید که از چشم ملت بیفتید، و لو در دراز مدت، آن روز است که فانتوم لازم نیست دیگر، خود ملت شما را کنار مى‏زند. و ملت هم بى‏هادى نمى‏تواند کارى انجام بدهد، و آنها و لو حالا تهیه براى چندین سال دیگر هم باشد کار خودشان را آن وقت مى‏توانند انجام بدهند. (همان، ص 19)

 

حضرت امام همچنین در سخنرانی  روز 59/4/21 ضمن بچه گانه خواندن و شرارت مآبانه تلقی کردن طرح کودتا می فرمایند:

 

« این اشخاصى که خیال کردند که یک کودتایى بکنیم و یک چند نفر را بکشیم و یک مثلًا جاهایى را بکوبیم اینها خیال مى‏کنند که یک جاست مرکز، یک محله است مرکز یا چند محله است مرکز. اگر فرض کنیم آن محل، آن محل کوبیده بشود همان طور که در کودتاهاى دیگر وقتى آن رأس را مى‏کوبیدند دیگر، دیگران کم کار داشتند یا کار نداشتند حالا هم این طورى است. حالا همه خانه‏ها مرکز است، همه افراد ملت ما سپاه اسلام هستند. مسأله، مسئله عقیدتى است نه مسئله مادى.» (همان، ص26)

برچسب ها:

سیاسی، اجتماعی

کودتای نافرجام نوژه

بوسیله mirshekar10. تير 1392 14:18

 

از بدو پیروزی انقلاب اسلامی ایران و حتی قبل از آن سلسله توطئه های دنیای استکباری بر علیه این انقلاب و مردم و رهبری آن به وقوع می پیوندد که بعضا توسط عوامل داخلی به اجرا درمی آید، اما آنچه مهم است شکست پی در پی این توطئه ها توسط مردم و در سایه رهبری امام است و واقعا هوشیاری و حسن تدبیر رهبر کبیر انقلاب و اعتقادات و باورهای دینی مردم –که انقلاب بر این مبنا پایه گذاری شده بود- این توطئه ها را خنثی و این نقشه ها را نقش بر آب می کرد و انقلاب را به سلامت پیش می برد. طرح کودتای نظامی نوژه با هدف بمباران مراکز حساس، نظیر بیت حضرت امام خمینی(س)، صدا و سیما و... و کشتن انبوهی از مردم از جمله این برنامه ها بود که متاسفانه از طرف افرادی به ظاهر وجیه المله هم پشتیبانی می شد. این توطئه البته بر پایه اعتقادات دینی خانواده یکی از خلبانان متنبه شده از جمع توطئه گران، افشاء و خنثی شد؛ اما آنچه مهم است، اینکه این سری اقدامات در قاموس مدیریتی حضرت امام از چندان اهمیتی برخوردار نبوده و از قبل محکوم به شکست بوده است که این اطمینان خاطر حضرت امام علاوه بر ایمان و توکل بر خداوند تبارک و تعالی بر پایه باور حضور موثر مردم نیز استوار بوده است.

طرح کودتای نوژه در تاریخ 1359/4/18 با شکست مواجه شد و حضرت امام در تاریخ 59/4/20 در جمع روحانیون، ائمه جماعات تهران و شهرستانها و روحانیون عضو بسیج‏، با اشاره به این توطئه چنین فرمودند:

 

«این توطئه ای که معلوم است چنانچه موفق به کشفش نشده بودیم و مردم قیام هم کرده بودند، خفه می کردند آنها را. آن روز که فانتوم آمد و اینجا را خراب کرد و من هم رفتم سراغ کارم، ملت دستش باز و با مشت محکم اسلام را حفظ کنند. (صحیفه امام، ج‏13، ص: 18)

 

و نیز در این مورد می فرمایند:

 

«مگر ملت ما حالا دیگر نشسته آنجا که یک فانتوم و دو فانتوم کارى انجام بدهد. این احمقها نفهمیدند این را که با چهار تا مثلًا سرباز- سربازها که با اینها موافق نیستند- با چهار نفر از این درجه دارها مثلًا و امثال اینها مى‏شود یک مملکت 35 میلیونى که همه مجهز هستند، اینها بتوانند فتح کنند. اینها غلط فکر کردند. اینها نفهمیدند که شوروى با همه قدرتى که دارد و با همه ابزارى که دارد و با همه سلاحهاى مدرنى که دارد، در افغانستان پوزه‏اش به خاک مالیده شده. در عین حالى که اینها یک حماقتى است، منتها بعضى جوانها، بیچاره‏ها، نفهمها اینها را وادار مى‏کنند یک همچو کارى بکنند. یک همچو کارهایى که همین دو- سه روز مثلًا [بود]. خوب، اینها نمى‏فهمند که اگر فرضاً هم شما از پایگاه همدان پا شده بودید و آمده بودید و فرض کنید چند تا جا [را] هم کوبیده بودید، شما بالاخره باید زمین هم بیایید یا همان آسمان مى‏مانید؟ ما از این امور نمى‏ترسیم.» (همان)

 

و در ادامه ضمن بی اهمیت تلقی کردن این کودتا، خطر اصلی را در وجهی دیگر مطرح می سازند:

 

«ما از قشرهاى خودم��ن مى‏ترسیم؛ از خودمان‏ چنانچه شما آقایان و همپالگیهاى شما، سنخ روحانیت همه- ایّدهم اللَّه تعالى- اگر کارهایى خداى نخواسته انجام بدهید که از چشم ملت بیفتید، و لو در دراز مدت، آن روز است که فانتوم لازم نیست دیگر، خود ملت شما را کنار مى‏زند. و ملت هم بى‏هادى نمى‏تواند کارى انجام بدهد، و آنها و لو حالا تهیه براى چندین سال دیگر هم باشد کار خودشان را آن وقت مى‏توانند انجام بدهند. (همان، ص 19)

 

حضرت امام همچنین در سخنرانی  روز 59/4/21 ضمن بچه گانه خواندن و شرارت مآبانه تلقی کردن طرح کودتا می فرمایند:

 

« این اشخاصى که خیال کردند که یک کودتایى بکنیم و یک چند نفر را بکشیم و یک مثلًا جاهایى را بکوبیم اینها خیال مى‏کنند که یک جاست مرکز، یک محله است مرکز یا چند محله است مرکز. اگر فرض کنیم آن محل، آن محل کوبیده بشود همان طور که در کودتاهاى دیگر وقتى آن رأس را مى‏کوبیدند دیگر، دیگران کم کار داشتند یا کار نداشتند حالا هم این طورى است. حالا همه خانه‏ها مرکز است، همه افراد ملت ما سپاه اسلام هستند. مسأله، مسئله عقیدتى است نه مسئله مادى.» (همان، ص26)

برچسب ها:

سیاسی، اجتماعی

گرفتاری جسمی، لطف روحی

بوسیله mirshekar10. تير 1392 14:17

 

زلزله:

 

-از طرفی با خود خرابی  و ویرانی بار می‌آورد، کشته و مجروح  برجای می‌گذارد، صحنه‌های دلخراش خلق می‌کند، درد و رنج  می‌آفریند و چنان مصیبتهای جانکاهی  لااقل برای عده‌ای فراهم می‌آورد که  برای دیگران نه قابل درک است و نه قابل وصف و آلام آن به ویژه از لحاظ  روحی و روانی همیشه حضور خواهد داشت.

 

- از طرفی در انسان‌ها  احساس همدردی‌، دلسوزی برای هم نوع‌، درک مسئولیت و پرهیز از بی تفاوتی نسبت به  سرنوشت دیگران  و...  و تلاش برای  کاستن از آن آلام را برمی‌انگیزد  که البته  ارزشمند است و قابل تحسین  هرچند بدون انتظاری صورت گرفته باشد که عمدتا هم چنین است.

 

-‌از طرفی مرزهای جغرافیائی  و تقابل‌ها و حتی خصومت‌های سیاسی  را در می‌نوردد و کمک به همنوعان  را  جنبه  بین‌المللی می‌بخشد  و لااقل برای مدتی فضای خصومت آمیز را تلطیف می‌کند. هرچند در مواردی هم، پستی و دنائت قابل انکار نیست.

 

-‌از طرفی  به دست اندرکاران  و کارگزاران  به ویژه در کشور زلزله خیز خودمان  بازهم و باز هم  نسبت به حفظ جان  انسان‌ها و جلو‌گیری یا دست کم کاستن از خسارات چنین بلایائی هشدار اقدامات اساسی می‌دهد تا باردیگر شاهد این همه درد، رنج، خسارت و غصه نباشیم و این البته شدنی است و نمونه دارد ولی همت و درایت لازم دارد.

 

و اکنون سؤال  این است که  در ارتباط با آن‌چه برای عده‌ای از هموطنان عزیزمان  در قسمت‌هایی  از شمال غرب کشور اتفاق افتاده که به واقع درد و رنج همه است  و یا موارد مشابهی که اجتناب‌ناپذیر است، چه باید کرد و چه اولویتهایی ضرورت دارد؟ این قلم سعی دارد  با استفاده از سیره حضرت امام خمینی به طور مختصر به پاسخ بنشیند‌:   

 

الف‌) تشکیل مدیریت بحران‌: همزمان با زلزله قاینات (خراسان جنوبی) حضرت امام خمینی طی ماموریتی به شورای انقلاب،  بسیج همگانی اعلام و بر سرعت عمل  و عمل ضربتی و مراعات هماهنگی در کارها تاکید کردند‌:

 

 بسم الله الرحمن الرحیم‏

 

شوراى انقلاب جمهورى اسلامى‏!

 

به طورى که تا کنون اطلاع داده‌‏اند، فاجعه زلزله خراسان، مصیبت بزرگى به بار آورده است که محتاج به سرعت عمل است. لازم است تمام سازمان‌ها و نیروهاى امدادى با هماهنگى به کمک بشتابند و برادران و خواهران خود را نجات دهند. دستور به تمام سازمان‌ها دهید به طور ضربتى عمل کنند، و هماهنگى را مراعات نمایند». ‏(صحیفه امام، ج11، ص47)

 

و در جریان زلزله گلباف کرمان در21 خردادماه 1360  آقای صدوقی را که از سابقه مدیریت موفق و خدمات رسانی مناسبی در چنین مواردی برخوردار بود‌، مأمور رسیدگی به امور زلزله زدگان کردند و خود هم  پیگیر خبرگیری از کارها برای انجام خدمت بیشتر و بهتر بودند:

 

«جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقاى صدوقى- دامت برکاته‏_ پس از اهداى سلام، هر چه سریع‌تر هیئتى را براى رسیدگى به وضع زلزله استان کرمان اعزام دارید تا با همکارى و همیارى مردم شجاع و مبارز و روحانیت شریف کرمان، احتیاجات مصیبت‌زدگان حادثه ناگوار بررسى و سریعاً این‌جانب را در جریان امور قرار دهید تا در حد توانم به خواهران و برادران درد کشیده‌‏ام کمک نمایم‌‌». (همان‌، ج14، ص424)

 

و بلافاصله بعد از زلزله 5 مرداد همان سال و در همان منطقه ( منطقه سیرچ در نزدیکی گلباف در شرق کرمان):

 

«جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقاى صدوقى- دامت برکاته‏_ خبر ناگوار زلزله کرمان که خود آزمایش دیگرى براى بندگان صالح خدا بود، مردم رنجدیده ما را متأثر ساخت. جنابعالى تحمل زحمت فرموده با همکارى علماى محترم کرمان- ایّدهم اللَّه تعالى- و مردم مبارز و شریف آن دیار هر چه سریع‌تر اقدامات لازم را جهت رفع کمبودها بنمایید و نتیجه را به اطلاع این جانب برسانید تا تصمیمات لازمه اتخاذ گردد. بدیهى است دولت و برادران نظامى و پاسدار و سایر نهادها نیز همچون گذشته به وظیفه اسلامى و انسانى خود عمل خواهند نمود. سلام گرم و مراتب تسلیت این جانب را به خانواده‌‏هاى مصیبت‌‏زده و آسیب دیدگان این حادثه غم‏‌انگیز ابلاغ فرمایید. خداوند ما را در برابر امتحانات مکرر پیروز گرداند». (همان، ج15، ص54)

 

آنچه قبل از همه و در تمامی پیام‌های حضرت امام  در چنین مواردی  به نظر می‌آید خود را در بطن و متن واقعه دیدن و با کمال صمیمیت ابراز همدردی کردن و سفارش به دیگران  هم در این امر است  که برای نمونه به یک مورد دیگر هم  اشاره می‌شود:

 

«إنا للَّه و إنا إلیه راجعون‏  تا کنون اخبار تأثرانگیز و وحشتناکى از فاجعه زلزله خراسان و خسارات جانى و مالى بسیارى که به برادران و خواهران‌مان وارد شده است، واصل شده. با عرض تسلیت به ملت عزیز- خصوصاً بازماندگان این فاجعه- از عموم ملت شریف تقاضا می‌‏کنم که بدون فوت وقت به کمک برادران و خواهران خود بشتابند و با هر وسیله ممکن آنان را نجات دهند.این فاجعه احتیاج به کمک همگانى دارد. برادران و خواهران محترم! براى نجات بندگان خدا بپاخیزید و عجله کنید و آنچه در این مورد صرف نمودید و خواستید از وجوه شرعیه محسوب نمایید، مورد قبول است. از خداوند تعالى رفع گرفتارى ملت شریف را [مسألت‏] می‌‏نمایم.»  (همان‌، ج11، ص46)

 

ب)‌‌روحیه بخشی به مصیبت دیدگان، ضرورت صبوری _  حضرت امام خمینی‌(س) در 22خرداد 1360 به مناسبت وقوع زمین لرزه در استان کرمان طی پیامی چنین می‌فرمایند:

 

«ما باید بدانیم که این حوادث ناگوار ابتلا و امتحانى است از طرف خداوند متعال براى مصیبت‌ دیدگان در محل حوادث و براى مصیبت‏‌زدگان در سراسر کشور. براى مصیبت دیدگان، تا با مراتب صبر و تحمل در از دست دادن عزیزان ثابت کنند که در مقابل حوادث پابرجا بوده و ناتوان نیستند و به منطق قرآن کریم هر چه دارند و داریم از خداوند منان است و همگى امانتدارانى هستیم که دیر یا زود امانات الهى را به صاحبش بر می‌‏گردانیم‏».(همان‌، ج14، ص422‌)

 

ج) علاوه بر مسئولیت  دولت‌مردان و کارگزاران حضرت امام بر اساس سیاست همیشگی اهمیت دهی به ظرفیت‌های مردمی، سفارشاتی دارند:

 

 «‌آزمایش عظیمى است که در مصیبت برادران و خوا��ران عزیز تا چه اندازه خود را سهیم و شریک می‌‏دانیم و براى جبران  این فاجعه بزرگ تا چه اندازه کوشش می‌‏نماییم.  با اتحادى که بین ملت عزیز و شریف ایران دیده می‌‏شود اطمینان داریم که در  مقابل حوادث و مصیبت‌ها پایدار و در کمک سریع به خواهران و برادران عزیز خود که همه چیز خود را از دست داده‌‏اند، بپا خواهند خاست‌». (صحیفه امام، ج14، ص422)

 

و نیز:

 

«فرض کنید که یک جایى زلزله است مثل کرمان که یک همچو زلزله‏‌اى آمده و همچو کشتارى شده و همچو بی‌خانمانى، خوب، چهار روز دیگر زمستان می‌‏آید، این همه جمعیت آنجا؛ چه بکنند. دولت نمی‌‏تواند همه این کارها را انجام دهد. مشغول‏ اند آنها همه، بیچاره‏‌ها هلال احمر هم مشغول است، دولت هم مشغول است، همه مشغول‏‌اند، اما ننشینید به اینکه فقط آنها کار بکنند و بحمد اللَّه ننشستید». (همان، ج15، ص101)

 

و یا در جریان زلزله خراسان جنوبی (قائنات) می‌فرمایند:

 

« ملت عزیز- خصوصاً بازماندگان این فاجعه- از عموم ملت شریف تقاضا می‌‏کنم که بدون فوت وقت به کمک برادران و خواهران خود بشتابند و با هر وسیله ممکن آنان را نجات دهند.این فاجعه احتیاج به کمک همگانى دارد. برادران و خواهران محترم! براى نجات بندگان خدا بپاخیزید و عجله کنید». (همان‌، ج11، ص11)

 

و نمونه دیگر:

 

«‌ملت شریف و خیرخواه ایران، خواهران و برادران ارجمند! با آنکه می‌‏دانم با احساس مسئولیت و حس تعاونى که در همه قشرهاى محترم است، براى نجات برادران و خواهران خود در این فصل سرما به مناطق زلزله زده خواهید رفت و با توان خود به مسلمانان و اطفال ناتوان کمک خواهید کرد؛ لکن این جانب نیز با احساس تکلیف از شما عزیزان می‌‏خواهم که فرصت را از دست نداده و به این عبادت اسلامى- انسانى بشتابید. راضى نشوید که شما و اطفال عزیزتان در آسایش باشند و خواهران و برادران و عزیزان آنان در رنج تَعَب. بدانید که این حوادث دردناک جنبه آزمایش و امتحان نیز دارد. همان طور که در زلزله قبل با آن همت بزرگ انسانى آن چنان به کمک شتافتید که در مدت کوتاهى زاید بر احتیاجات اولیه اسباب رفاه آنان را فراهم کردید؛ امید است در این ایام هم- که سرما بیشتر است- همان طور عمل کنید. این جانب اجازه می‌‏دهم که از سهم امام- علیه السلام- و سادات نیز محسوب نمایید. از خداوند متعال توفیق و سعادت و سلامت همگان را خواستار؛ و نجات برادران و خواهران را امیدوارم‏». (همان، ج11، ص140)

 

د) اهمیت دهی به قضیه و در اولویت اول قرار دادن آن:

 

 «‌یک‌وقت زلزله می‌‏آید و خرابى می‌‏کند، اینجا دیگر حق ندارد که ادارى بگوید که من حالا پشت میزم نشستم مشغول بررسى امور ادارى هستم؛ یا بازارى بگوید که من شغلم بازار است و من باید چه بکنم. همه اینها به حسب وجدان و به حسب عقل و به حسب شرع موظفند که بروند و زلزله زده‏‌ها را نجات بدهند‌». (همان، ج8، ص71)

 

«‌اگر چنانچه یک زلزله‌‏اى بیاید و یک خانه‏‌هایى را خراب کند و یک مردمى زیر آوار باشند، هیچ شما به خودتان اجازه می‌‏دهید که بنشینید راجع به مسائل طب صحبت کنید، یا مسائل ریاضى، یا مسائل دیگر مطالعه کنید؟ یا همه باید هجوم بیاورید و این زلزله زده‌‏ها را بیرون بیاورید؟» (همان، ج9، ص6 )

 

و در جائی می‌فرمایند: « بعضى وقت‌ها هست که یک حرفى یک مسئله‌‏اى بسیار خوب است، لکن طرحش در یک موقعى خوب نیست. مثلًا فرض کنید نماز که از همه عبادت‌ها افضل است، و مسائلش هم واجب است که انسان یاد بگیرد، یک وقت اتفاق می‌‏افتد که زلزله آمده است و یک عده از برادرهایمان زیر خاک هستند، و آن وقت ما جمع بشویم، بنشینیم راجع به مسئله نماز صحبت کنیم. مسئله خوب است، وقتش خوب نیست‏». (همان، ج11، ص117)

 

 و این می‌رساند که در شرایط بحرانی اولویت بندی‌ها جا به جا می‌شود، برنامه‌‌ریزی‌ها ضرورت جدیدی پیدا می‌کند، اهمیت کارها بر اساس این شرایط تعریف می‌شود و...  در چنین وضعی حتی پرداختن به امر پر اهمیتی مثل شاد کردن دل انسان‌ها ولو با برنامه‌ای مورد قبول‌ بیانگر غفلت و  یا کج سلیقگی است.

 

مطلب را با سفارش حضرت امام در مورد شیوه برخورد با آسیب دیدگان به پایان می‌بریم  و صبر و اجر و سلامت برای مصیبت دیدگان  و غفران برای در گذشتگان مسئلت داریم:

 

«یک نفرى که الآن گرفتار است، و مثلًا زیر اتومبیل رفته است یا زخم خورده است یا زلزله دیده است یا چه، این آن قدرى که احتیاج به مداوا دارد بیشتر احتیاج به لطف دارد. این کسى که می‌‏رود او را نجات می‌‏دهد، پرستارى می‌‏کند، می‌‏آورد طبیبى که او را می‌‏بیند، آن قدرى که این آدم الآن احتیاج دارد که به او تلطف کنند، ترحم کنند، خوب رفتار کنند، بیشتر از آن اندازه‌‏اى است که مداوا کنند. این یک لطف روحى است و آن یک گرفتارى جسمى. خیلى باید توجه داشته باشید به اینکه با اینهایى که سر و کار دارید و اینها گرفتار هستند، با اینها طورى رفتار کنید که این گرفتاری‌هایشان سبک بشود. وقتى با آنها رفتارِ خوب باشد، مثل یک پدرى که اولادش را می‌‏خواهد نجات بدهد، این مادرى که بچه‌‏اش گرفتارى دارد و می‌‏خواهد نجاتش بدهد، آن قدرى که الطاف این مادر او را آرام می‌‏کند، مداوا آن قدر در او تأثیر ندارد». (همان، ج7، ص501)

برچسب ها:

سیاسی، اجتماعی

آسیب شناسی نهاد شورای نگهبان

بوسیله mirshekar10. تير 1392 13:54
ضرورت وجود قانون در زندگی اجتماعی امری است پذیزفته شده  که در طبیعت خود هم نوعی محدودیت را در حقوق فردی ایجاد می‌کند و هم تکالیفی را به بار می‌آورد که حاصل آن محدودیت آزادی و اختیار مطلق است، چه برای شهروندان در هر مرتبه اجتماعی و چه برای حاکمیت و نیروهای قدرت، در هر مقام و موقعیت.  اختیارات و وظایف، حقوق و تکالیف، مسؤلیت‌ها و پاسخ گویی‌ها اموری در هم آمیخته است که گرچه محصول  قانون و جامعه «مردم سالار» است، اما به میزان کاربرد آن، متقابلا شاخص سنجش «مردم سالاری» و حاکمیت قانون به شمار می‌رود.

 حضرت امام خمینی در مقام بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی، هم‌چنانکه خود عملا اسوه حسنه قانونگرایی و ارزش گذاری به قانون بودند، در ترسیمی از حکومت ایده‌آل خود می‌فرمایند:

«در اسلام حکومت، حکومت قانون است. ... حکم مال قانون است؛ قانون حکومت مى‏ کند در  مملکت  اسلامى؛ غیر قانون هیچ حکومتى ندارد. ... قانون است که حکمفرماست در همه جا. هیچ جا در حکومت اسلامى نمى ‏بینید که یک خودسرى باشد، یک اعمال رأى باشد.» (صحیفه امام، ج8، صص 282 و 282)

بر اساس همین ایده، در جمهوری اسلامی، از جمله اولین و اساسی ‌ترین اقدامات، تدارک سازو کار تدوین و تصویب قانون اساسی بود تا در سایه آن  قدرت افسار گسیخته مهار شود و روابط عادلانه و مبتنی بر ارزش ‌های الهی بین حکومت و مردم به صورت ضابطه‌مندی در آید. دقت در پیام حضرت امام به نمایندگان  مجلس خبرگان قانون اساسی گویای چنین دیدگاهی است:

« ... نمایندگان محترم مجلس خبرگان باید همه مساعى خویش را به کار برند تا قانون اساسى، جامع و داراى خصوصیات زیر باشد:

الف- حفظ و حمایت حقوق و مصالح تمام قشرهاى ملت، دور از تبعیض هاى ناروا؛
ب- پیش‏بینى نیازها، منافع نسل هاى آینده، آن گونه که مد نظر شارع مقدس در معارف ابدى اسلام است.
ج- صراحت و روشنى مفاهیم قانون به نحوى که امکان تفسیر و تأویل غلط در مسیر هوس هاى دیکتاتورها و خودپرستان تاریخ در آن نباشد. ... »
(همان، ج9، ص310)

دقت در قسمت ج فراز بالا (بند 6پیام)، بیانگر نگرانی حضرت امام از شفاف نبودن و احتمال توجیه و تأویل در جهت منافع و هوس های دیکتاتورها و خود پرستان نشانگر آینده نگری آن بزرگوار در پیش‌گیری از خطرات احتمالی حتی در نظام جمهوری اسلامی است و با این رویکرد است که به طور مکرر بر اهمیت و اعتبار قانون و فصل‌الخطاب بودن آن تأکید دارند:

«پیغمبر اسلام و ائمه اسلام و خلفاى اسلام تمام براى قانون خاضع بوده ‏اند و تسلیم قانون بوده ‏اند. ما هم باید تبعیت از پیغمبر اسلام بکنیم و از ائمه هدى بکنیم و به قانون هم عمل کنیم و هم خاضع باشیم در مقابل قانون. قانون براى همه است‏.» (همان، ج14، ص 414)

آن بزرگوار تأکید بر اصالت دادن به قانون در مناسبت های اجتماعی و لزوم تطبیق افراد با آن را چنین سفارش می‌کنند و در صورت تطبیق قانون با یک فرد یا یک گروه و جمعیت آن را بی اعتبار به حساب می‌آورند:

«شماها باید خودتان را تطبیق بدهید با قانون، نه قانون [خودش را] با شما تطبیق بدهد. اگر قانون بنا باشد که خودش را تطبیق بدهد با یک گروه، تطبیق بدهد با یک جمعیت، تطبیق بدهد با یک شخص، این قانون نیست. قانون در رأس واقع شده است و همه افراد هر کشورى باید خودشان را با آن تطبیق بدهند. اگر قانون بر خلاف خودشان هم حکمى کرد، باید خودشان را در مقابل قانون تسلیم کنند، آن وقت است که کشور کشور قانون می ‏شود.» (همان، ص 415)

از آنجا که در اندیشه حضرت امام، امنیت، آسایش، رفاه و سعادت مردم در سایه قانون تأمین می‌شود، و نه در سایه سار قدرت و ابزار قدرت، به همه و به ویژه مسؤلان حکومتی چنین سفارش دارند:

«همه روى قانون عمل بکنید قانون اساسى را باز کنید، و هر کس مرز و حد خودش را تعیین کند. به ملت هم بگویند که قانون اساسى ما براى دولت این را وظیفه کرده است؛ براى رئیس جمهور این را؛ براى مجلس این را؛ براى فرض کنید فلان کار براى ارتش این را. براى همه وظیفه معین کرده است. به مردم بگویند در قانون اساسى که شما رأى دادید برایش، وظیفه ما این است. در لفظ فقط نباشد، و در واقع خلاف. واقعاً سر فرود بیاورید به قانون.» (همان، ص380)

حضرت امام هیچ کس را از خضوع در مقابل قانون  و عمل به آن، استثنا نمی‌کنند و خود ایشان در جایگاه رهبر نظام و آن جا که در شرایط جنگی و خلأهای قانونی و برای معطل نماندن امور کشور تصمیماتی را اتخاذ می‌کردند، پس از آن و در پاسخ  نامه اعتراض گونه نمایندگان مجلس، چنین پاسخ دادند:

«با سلام. مطلبى که نوشته ‏اید کاملًا درست است. ان شاء اللَّه تصمیم دارم در تمام زمینه ‏ها وضع به صورتى درآید که همه طبق قانون اساسى حرکت کنیم. آنچه در این سال ها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا می‏ک رد تا گره ‏هاى کور قانونى سریعاً به نفع مردم و اسلام باز گردد. از تذکرات همه شما سپاسگزارم و به همه شما دعا مى‏ کنم.» (همان، ج21، ص 203)

در این زمینه مطلب بسیار است ولی حوصله این مختصر جوابگوی آن نمی‌باشد، اما  پر واضح است که طرف خطاب حضرت امام در همه این تذکرات مسؤلان و دست اندرکاران حکومتی هستند و این استدلال که چون در نظام جمهوری اسلامی است و به اسم ایشان تمام می‌شود، یا به اعتبار ایشان لطمه می‌خورد و از این قبیل توجیهات در قاموس مدیریتی ایشان  جایگاهی نداشت و در این زمینه آن چه اصالت داشت، حق و حقیقت، حقوف مردم، مصلحت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی در مقابل مصلحت افراد بود که نمونه‌های متعددی قابل احصاء می‌باشد. اما در کنار این امر، تأیید و تلاش حضرت امام برای تثبیت موقعیت نهادها و پشتیبانی از آن‌ها در مقابل زیاده خواهی‌ها و غوغاسالاری‌ها و مواردی از این قبیل و هدایت و راهنمایی  به منظور بالا بردن توان و تقویت قدرت  انجام وظایف قانونی مطابق مر قانون، بر کسی پوشیده نیست و در قاموس سیاسی ایشان سر فصلی شاخص به حساب می‌آید.

اکنون با این مقدمه و با توجه به فرا رسیدن هفتم خرداد ماه، روز گشایش مجلس شورای اسلامی و ارتباط آن با امر قانون‌گذاری و نیز ارتباط  و نقش نهاد محترم شورای نگهبان با این موضوع با اهمیت، سعی می‌شود تا با نگاهی به اندیشه حضرت امام خمینی(س) به این نهاد مهم و تأثیر گذار، مختصری از همین زاویه دید به آسیب شناسی آن پرداخته شود. در ابتدا اشاره می‌شود که جایگاه نهاد شورای نگهبان در ساختار نظام حمهوری اسلامی ایران و حیثیت تصمیمات آن در شرعی و قانونی بودن مصوبات مجلس شورای اسلامی و نقش نظارتی بر انتخاب مسؤلان حکومتی هم در قانون اساسی و هم در اندیشه و نظر حضرت امام غیر قابل انکار و واقعا بی بدیل است و شأن و جایگاهی منحصر به خود دارد. همچنین اعتبار مصوبات  و تصمیمات قانونی آن که هیچ حرف و «ان قلتی» در آن ارزش و اعتباری ندارد.

حضرت امام خمینی درباره شأن و جایگاه این نهاد می‌فرمایند:

« نهاد شوراى نگهبان همیشه مورد تأیید این جانب است و به هیچ وجه تضعیف نشده و نخواهد شد. این نهاد باید همیشه با بیدارى و هوشیارى در خدمت به اسلام و مسلمین کوشا باشد.» (صحیفه امام، ج‏20، ص 457)

و نیز:

« اهمیت و نقش مجلس شوراى اسلامى و شوراى نگهبان در نظام کشور اسلامى ایران بر کسى پوشیده نیست.» (همان، ج21، ص50) 

 و اما در مورد اهمیت مصوبات این نهاد می‌فرمایند:

«کسانى که با مصوبات مجلس بعد از اینکه شوراى نگهبان نظر خودش را داد باز مخالفت مى‏ کنند، اینها دانسته یا ندانسته با اسلام مخالفت مى‏ کنند. »(همان، ج14، ص414)

و یا:

«پس از رأى مجلس و انفاذ شوراى نگهبان، هیچ مقامى حق ردّ آن را ندارد، و دولت در اجراى آن باید بدون هیچ ملاحظه‏ اى اقدام کند.» (همان، ج17، ص  321)

 و در مورد شأن اعضای محترم شورای نگهبان چنین می‌فرمایند: 

«شوراى نگهبان، این فقهایى که در آنجا هستند تمامشان را من از نزدیک سالهاى طولانى مى‏ شناسم، که باید بگویم اینها را من بزرگ کرده ‏ام‏( همان، ج17، ص 272)

و اما از آن جا که این بزرگواران افراد محترمی هستند با تمام جوانب انسانی، احتمال اختلاف دید و تفاوت نگرش در موضوعات بین خود و با دیگران را دارند،  همچنین در معرض خطا و اشتباه هم هستند و مواردی پیش آمده‌ است که حضرت امام با لحاظ جمیع جوانب و در نظرگرفتن مصالحی، چه در جایگاه رهبر جامعه و یا استاد اغلب این حضرات، تغییراتی در روند امور را فراهم آورده‌اند که البته جنبه‌های اخلاقی و یا مصلحت سنجیهایی در رابطه با مسائل بین‌المللی نیز در اخذ تصمیم ایشان دخیل بوده ‌است و بنا بر این تذکراتی داده و یا مانع از اجرای بعضی تصمیمات غیر متعارف شده‌اند که در نوع خود می‌تواند چراغ راهی برای پیمودن  درست و سلامت راه باشد. از جمله:

لزوم رعایت ضوابط قانونی: همان طور که آمد نهاد شورای نگهبان در جایگاه حساس تأیید مصوبات مجلس و نظارت و تأیید انتخاب مسؤلان قرار دارد و با توجه به اختیارات داده شده در قانون اساسی و در مواردی تفسیرهایی که از بعض مواد قانونی صورت می‌گیرد، جایگاه این نهاد فرا قانونی دیده شده و متأسفانه پرسشهای پیرامون بسیاری سؤالات بی پاسخ می‌ماند که این امر در دراز مدت اثرات سوء و زیانباری خواهد داشت و تاریخ  یقینا مطابق خواست ما قضاوت نخواهد کرد. در همین زمینه در مورد اختلاف پیرامون مصوبات مجلس شورای اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌تواند در این باب داوری و اعلام  نظر کند. اما در باب تایید صلاحیت ها حرف نهایی را این نهاد می‌زند. هرجند این امر جنبه قانونی دارد اما اقناع مردم و پاسخ قانع کننده به افکار عمومی، از این طریق همیشه میسر نمی‌باشد. بر این اساس حضرت امام برای تآیید صلاحیت ریاست جمهوری  به جز دوره اول که خود ایشان انجام دادند، چنین می‌فرمایند: 

«در دوره ‏هاى آینده که ان شاء اللَّه استقرار کامل حاصل شد، به حسب قانون اساسى باید این امر به وسیله شوراى نگهبان عمل؛ و آنان هستند که باید تشخیص صلاحیت رئیس جمهور را به حسب موازین قانونى بدهند.» (همان، ج12، ص11)

تأکید بر موازین  قانونی،  گویای در نظر گرفتن واقعیت‌ها و ایجاد ساز و کارهای چندی است‌ که مراعات آن راه اعمال سلیقه‌های منفعت طلبانه بر اساس نفع گروههای سیاسی را می‌بندد و صلاحیت‌های شخصی و قابلیت‌های اجتماعی فرد نامزد شده ملاک سنجش قرار می‌گیرد. برای نمونه مورد اخیر و طرح شرط سنی چون تصریح قانونی ندارد، طبیعی است که افکار عمومی قانع نشود و این قانع نشدن البته به صلاح نخواهد بود متأسفانه بی انگیزگی و بی تفاوتی را به دنبال دارد.

و یا این مورد که هیچ کس و هیچ نهادی حتی شورای نگهبان هم فرا قان��نی نمی‌باشد، حضرت امام  چنین فرموده‌اند:

«باید حدود معلوم بشود. آقاى رئیس جمهور حدودش در قانون اساسى چه هست، یک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت مى‏ کنم. اگر همه مردم هم موافق باشند، من مخالفت مى‏ کنم. آقاى نخست وزیر حدودش چه قدر است، از آن حدود نباید خارج بشود. یک قدم کنار برود با او هم مخالفت مى ‏کنم. مجلس حدودش چه قدر است، روى حدود خودش عمل کند. شوراى نگهبان حدودش چه قدراست؛ قوه قضاییه حدودش چى است؛ قوه اجرائیه. قانون معین شده است‏ » همان، ج14، ص 377)

 خطر جو سازی ها و غوغاسالاریهای گروه های فشار: حضرت امام در این مورد چنین تذکر و به طریقی به شورای نگهبان قوت قلب داده‌اند:

«باید قوانین را بررسى نمایید که صد در صد اسلامى باشد. به هیچ وجه گوش به حرف عده ‏اى که مى‏ خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقى هستند، [ندهید] قاطعانه با این گونه افکار مبارزه کنید. خدا را در نظر بگیرید.» (همان، ج13، ص 53)

گرچه شأن بیان این  مطالب مربوط به جو سازی‌های گروهکها و بعض طرفداران سرمایه‌داری در ادائل انقلاب است، اما این بت عیار هر لحظه به رنگی در آید و با در اختیار داشتن امکانات و ابزار تبلیغی و پشتوانه‌ه‌ای بعضا دینی با غوغا سالاری و ایجاد هیجانات کاذب سیاسی واقعا تأثیر گذار خواهند بود و چنین است که حضرت امام در این باره هم هشدار داده‌اند.

بعضی جهت گیری‌ها و رفتارهای جمعی و در مواردی فردی توسط اعضای محترم شورای نگهبان: جستجو در قضایای مرتبط با نهاد محترم شورای نگهبان و برخورد حضرت امام با آن، علاوه بر همه تأییدها بعضا مواردی را به دست می‌دهد که خالی از تنش و چالش نبوده و البته آثار و برکات زیادی هم داشته است. که قضایای مربوط به قانون کار و اختیارات دولت و ... نمونه‌هایی از آن است  و حضرت در همین باب در تاریخ 63/6/11  به اعضای محترم این شورا چنین تذکر می ‌دهند:

« من با نهاد شوراى نگهبان صد در صد موافقم و عقیده ‏ام هست که باید قوى و همیشگى باشد، ولى حفظ شورا مقدارى به دست خود شماست. برخورد شما باید به صورتى باشد که در آینده هم به این شورا صدمه نخورد. شما نباید فقط به فکر حالا باشید و بگویید آینده هر چه شد، باشد. شیاطین بتدریج کار مى‏ کنند. امریکا براى پنجاه سال آینده خود نقشه دارد. شما باید طورى فکر کنید که این شورا براى همیشه محفوظ بماند. رفتار شما باید به صورتى باشد که انتزاع نشود که شما در مقابل مجلس و دولت ایستاده ‏اید. اینکه شما یکى و مجلس یکى، شما یکى و دولت یکى، ضرر مى ‏زند. شما روى مواضع اسلام قاطع بایستید، ولى به صورتى نباشد که انتزاع شود شما در همه جا دخالت مى‏ کنید. صحبت هاى شما باید به صورتى باشد که همه فکر کنند در محدوده قانونى خودتان عمل مى‏ کنید، نه یک قدم زیاد و نه یک قدم کم. در همان محل قانونى وقوف کنید، نه یک کلمه این طرف و نه یک کلمه آن طرف. گاهى ملاحظه مى‏ کنید که مصالح‏ اسلامى اقتضا مى‏ کند که به عناوین ثانوى عمل کنید. به آن عمل کنید گاهى مى‏ بینید که باید نخست وزیر در کارى دخالت کند که اگر دخالت نکند به ضرر اسلام است، به او اجازه دهید عمل کند. ضرورت اقتضا مى‏ کند که نخست وزیر فلان کار را انجام دهد که از کس دیگرى بر نمى‏ آید. شما باید سعى کنید که نگویند مى‏ خواهید در تمام کارها دخالت کنید، حتى در مسائل اجرایى. البته خود این مسائل را مى‏ دانید و عمل مى‏ کنید، ولى من تذکر مى‏ دهم. شما باید توجه داشته باشید که اگر مباحثات به مناقشات تبدیل شود و جلوى یکدیگر بایستید، اسباب این مى‏ شود که شوراى نگهبان تضعیف شود و در آتیه از بین برود.» (همان، ج19، ص 43 و44)

 اما یکی از بارزترین این قضایا موضوع انتخابات مجلس سوم و جهت گیری  صریح و شفاف حضرت امام است که:

«اعضاى محترم شوراى نگهبان- دامت افاضاتهم‏ با توجه به گزارشات مختلف و نیز رسیدگى و گزارش نماینده این جانب در امر انتخابات صحت آن محرز و آن را اعلام نمایید، تا انتخابات در موعد مقرر- روز قدس- انجام گیرد. و تصمیم نهایى در مورد صندوق ها و آرا، با رأى اکثریت نمایندگان محترم شوراى نگهبان و وزیر محترم کشور و نماینده این جانب است. و کسانى که احتیاط یا وسوسه ‏اى در امر انتخابات مى‏ کنند بهتر است کمال احتیاط را براى حفظ حیثیت جمهورى اسلامى و اسلام نمایند.» (همان، ج21، ص 36)

در پایان نامه حضرت امام به یکی از فقهای محترم وقت شورای نگهبان را به پایان می‌بریم که در گوشه‌ای از تهران روی منبر به فردی نسبتی را داده بود که باعث خشم و عکس العمل سریع و صریح حضرت امام شد. امری که متأسفانه فعلا با نهایت بد اخلاقی سکه رایج منابر و تریبون‌های عمومی شده و بعضا از طریق رسانه ملی! هم به خورد مردم داده می شود  و متأسفانه به اسم دین داری که باید گفت وای از این دین داری. نامه حضرت امام چنین است:

«بسمه تعالى‏- حضرات فقهاى محترم شوراى نگهبان- دامت افاضاتهم‏

با سلام و آرزوى موفقیت براى شما و تمامى آنانى که قلبشان براى پیروزى اسلام مى ‏تپد. گاهى دیده مى‏ شود که بعضى از آقایان محترم در مسائلى وارد مى ‏شوند که موجب وهن شوراى نگهبان است. فقهاى محترم باید توجه داشته باشند که نباید در مسائلى که مورد درگیرى هست وارد شوند. از باب مثال در شأن شوراى نگهبان و حتى خود حضرت آقاى خزعلى نیست که به افراد مختلف تندى کند. اینکه دیگر روشن است که روى منبر و یا هر کجا حرام است به مسلمانى نسبت کمونیستى داد. بر فرض که ایشان بگوید من نسبت ندادم ولى این را که معترفند که گفته ‏اند: مى‏ گویند، آقاى سلامتى کمونیست است. آیا این توهین و گناه بزرگ از شخصى که عضو شوراى نگهبان است آن هم به مسلمانى که نماینده مردم تهران است، شرعاً چه صورتى دارد. مادامى که شما اینگونه عمل مى‏ کنید باز هم توقع دارید جوانان انقلابى تند احترام شما را بگیرند.

آیا شخصى که مى‏ آید نزد فقهاى شوراى نگهبان و مى‏ گوید: اگر گناهى هم کرده ‏ام توبه مى ‏کنم، راه درستى را رفته است یا کسى که روى منبر این توبه را به عنوان ضعف یک نماینده نقل مى‏ کند؟ بحث بر سر خوبى و بدى نمایندگان و سایر افراد نیست، بحث بر سر راه گناه و کج رفتن است. همه باید توجه کنیم که آلت دست بازیگران سیاسى نشویم. باید سعى شود آقایان به عنوان منبرى پرخاشگوى که تا این مرحله حاضر است پیش رود معرفى نشوند. شما نگویید، آنها به ما بد مى ‏گویند و ما با این صحبت ها جواب آنها را مى ‏دهیم. آنها که به شما بد مى‏ گویند، پست مقدس شوراى نگهبان را ندارند. شما در مکانى نشسته‏ اید که باید خیلى از مسائل را با سکوت و وزانت خویش حل کنید. حواستان را جمع کنید که نکند یکمرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه ‏ای ها همه چیزتان را نابود کرده ‏اند. من به شما آقایان علاقه‏ مندم ولى لازم مى‏ دانم گاهى که مسئله‏ اى را مى‏ بینم تذکر دهم. والسلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته.            

روح ا‏لله الموسوى الخمینى»  

(صحیفه امام، ج21، ص 612 و 613)

اکنون قضاوت با خوانندگان محترم است در مقایسه این جهت گیری حضرت امام و آنچه متأسفانه در نمازجمعه چندی قبل تهران مطرح شد.  فاعتبروا یا اولی‌الابصار.

برچسب ها:

سیاسی، اجتماعی

بازخوانی دیدگاه های امام خمینی پیرامون گروه ها و جناح های سیاسی

بوسیله mirshekar10. تير 1392 13:47

ادیت شده است این پست جهت تست

 

دغدغه‌ها و دل نگرانیهای حضرت امام خمینی(س) در باره سرنوشت نظام نوپای جمهوری اسلامی و سفارشات و تذکرات متعدد به مردم و مسئولان و گروههای سیاسی و آنچه در این باب انذار داد، علاوه بر آن که بیانگر دلسوزی‌ها و علاقه وافر ایشان به سرنوشت  نظام و سعادت مردم می‌باشد، نگاه به آینده، مدیریت حوادث و آینده نگری ایشان را هم روشن می‌سازد. گویی: آنچه دیگران در آینه هم نمی‌دیدند، او در خشت خام می‌دید و بدین طریق صائب بودن نظر آن پیر فرزانه نه تنها در دوران حیات دنیوی که بعد از آن را هم به اثبات می‌رساند.

جمله کلیدی «من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش مى‏‌کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد» (صحیفه امام، ج21، ص93). ان‌شاء الله آویزه گوش همه دوستداران آن بزرگوار  و دلسوزان نظام خواهد بود، اما این که نا اهل کیست و نا محرم کدام است؟ فرصتی دیگر را می‌طلبد. (و باید هوشیاری به خرج داد تا در تشخیص مصداق دچار خطا نشویم) اما در این جا و به مناسبت در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری و نیز شوراهای شهر و روستا، به شمه‌ای از رهنمودهای امام راحل به جریانها و جناحهای سیاسی به مناسب انتخابات مجلس سوم که اوج جناح بازی‌ها بود، استناد می‌کند که عمدتا بر محور حفظ وحدت و همدلی با خمیر مایه‌های اخلاقی استوار است. حضرت امام در تاریخ 67/2/27 در جمع مسئولان کشوری در باب انتخابات مجلس سوم  و ضرورت دوستی با وجود اختلاف سلیقه چنین می‌فرمایند:
«در انتخابات در عین حالى که باید گفت انتخابات خوبى گذشت، لکن شیاطینى مى‏‌خواستند که یک تخم نفاق بکارند. در جاهاى دیگر وقتى انتخابات مى‌‏شود، حزبها و دستهاى خارجى مردم را مى‏‌کشند طرف خودشان و مردم را بازى مى‌‏دهند، صحبتهایى مى‌‏کنند که همه‏‌اش براى اغفال مردم است. در انتخابات در عین حالى که بسیار خوب انجام گرفت، لکن دستهایى مى‌‏خواست ایجاد اختلاف کند، دو دستگى ایجاد کند و حال آنکه موفق نشدند بحمداللَّه. باید شما متوجه باشید به این که دشمن‌ها همیشه دنبال این هستند که ما را از داخل بپوسانند ...  شیاطین دنبال این هستند که ایجاد اختلاف کنند، دو دستگى بگویند هست،  ... البته دو تفکر هست، باید هم باشد. دو رأى هست، باید هم باشد. سلیقه‏‌هاى مختلف باید باشد، لکن سلیقه‌‏هاى مختلف اسباب این نمى‌‏شود که انسان با هم خوب نباشد. من عرض کردم مثل طلبه‌ها که با هم مباحثه مى‌‏کنند، آن وقتى که مباحثه می ‏کردند جار و جنجال جورى بود که انسان خیال مى‌‏کرد دشمن هم هستند، وقتى مباحثه تمام مى‌‏شد می ‏نشستند به دوستى کردن و انس. اگر در یک ملتى اختلاف سلیقه نباشد، این ناقص است. اگر در یک مجلسى اختلاف نباشد، این مجلس ناقصى است. اختلاف باید باشد، اختلاف سلیقه، اختلاف رأى، مباحثه، جار و جنجال اینها باید باشد، لکن نتیجه این نباشد که ما دو دسته، بشویم دشمن هم. باید دو دسته باشیم در عین حالى که اختلاف داریم، دوست هم باشیم.» (همان، ص 46و 47)                       

در همین زمینه به طرفداران جناحها چنین تذکر می‌دهند: « طرفداران هر دو گروه باید بدانند که همه این امور، اعتبارى و زودگذر است و همه در محضر حق هستیم و آنچه در صحیفه کردار ما ماندنى است اعمال و رفتار ما و آنچه موجب سعادت و جاودانگى ما مى‌‏شود، صفاى معنویت و ثمرات خلوص بندگى است، و ما هم نباید خلوص عمل و جامعه اسلامى خودمان را به زنگار کدورتها و اختلافات آلوده کنیم و رقابتهاى گذشته انتخاباتى هم هر گز نباید موجبات تفرقه و جدایى را فراهم نماید.» (همان، ص51)

اما در کنار این تذکرات، حضرت امام از خطر گروه بازی در مسائل اجتماعی و اعمال تنگ نظری‌ها بر مبنای منافع جناحی، چنین هشدار می‌دهند: «اگر در این نظام کسى یا گروهى خداى ناکرده بى‌‏جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آنکه به رقیب یا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است. در هر حال یکى از کارهایى که یقیناً رضایت خداوند متعال در آن است، تألیف قلوب و تلاش جهت زدودن کدورتها و نزدیک ساختن مواضع خدمت به یکدیگر است. باید از واسطه‏‌هایى که فقط کارشان القاى بدبینى نسبت به جناح مقابل است، پرهیز نمود.» (همان، ص179و 180 )

این مطلب را با این تذکر اعجاب آور و هشدار دهنده حضرت امام(س) به پایان می‌بریم که :

«دشمن‌ها در کمین شما هستند، در کمین ملت ما هستند. دشمنها حالا فهمیدند که وحدتى که در ایران پیدا شده است، آنها را شکست داد. الآن بیشتر درصدد هستند براى‏ اینکه چشیدند آن مزه‏‌اى را که وحدت داشت در بین ما. آنها عذاب او را چشیدند! الآن درصدد اینند که شماها را متفرق کنند... در دویست- سیصد سال به این طرف این نقشه بوده است. نقشه‏‌اى بوده است که ایران را ویران نگه دارند براى پیشرفت [خودشان‏]. شما مطالعه کنید کتبى که در این باب هست. ایران را نمی‌‏شود ویران کرد الّا به ویران کردن جناح ها؛ نمى‌‏شود فتح کرد الّا به اینکه شما را از هم جدا کنند.» (همان، ج‏6، ص285)

برچسب ها:

سیاسی، اجتماعی

برچسب ها

آرشیو

لیست نویسندگان

نظرات اخیر

هیچ چیز

ارسالی های اخیر