محرم

بوسیله saadati15. تير 1392 11:16

جماعت خیمه ها رو بپا کنید

جوونای عاشق و صدا کنید

دوباره ماه محرم آمده

روزای ناله و ماتم آمده

کربلا سقّای تشنه لب داره

اصغرش تشنگی داره تب داره

با تمام قصه ها و غصّه هاش

زینبش عشق نماز شب داره

بوی تشنگی بوی آتش و خون

پیچیده تو صحرای عشق و جنون

بچّه ها داد می زنن عمو کجاست

چرا این ساربون اینقد بی حیاست

شتر و خستگی و صحرای خشک

زینب و بچّه های یتیم به پشت

الهی هیچکی اینجور یتیم نشه

تشنه و خسته و بی زعیم نشه

برچسب ها:

درباره من

گون از نسیم پرسید به کجا چنین شتابان؟

بوسیله saadati16. خرداد 1392 11:51

 

 

 

چرا گون؟ پس چی؟

چه تفاوت دارد، می گویند اسمها از آسمان می آیند و البته که نه هر اسمی و مسمائی. به دلم افتاد که بگویم گَوَن به یاد دو الگو و استادم، حکیمی و کدکنی، دو مرد وارسته و استاد بزرگ نیم قرن اخیر. و به احترام کویر که من بوته ای روئیده در دل آن هستم و به خاطر گَوَن که مثل پدرم ریشه اش ثبات و استحکام داشت در خاک و صلابت شاخه هایش درمغاک آن هم در زمانه ای که آدم ها به سرعت برق و باد و با وزیدن نسیمی تغییر می کنند و از این سو به آن سو همی روند و سخنی می گویند در مرآ و منظر همه خلایق و فردا انکار می کنند.

و من که زاده کویرم و ساخته شده در آن و گرمایش و سوخته زیر آفتاب سوزانش، پس از 60 سال پایداری به اصولم و البته با قبول ضرورت تغییر و تحول در فروع که حقیقتی انکار ناپذیر است. بر اصول به ارث برده از ریشه ام اصرار کرده وهمه بلاها را به جان خریدم. از 7 سالگی حرف زور فراش و ناظم و مبصر را نپذیرفتم و ترکه های درخت انار را با کف دست و پا نوش جان کردم. در 12 سالگی (15 خرداد 42) خمینی را شناختم و رهبری اش را با جان و دل برگزیدم. و انشاء الله که تا ابد و آخرین نفس چنین باشم. در 20 سالگی طعم رنج و شکنجه حرامیان و دژخیمان شاه را چشیدم و با حلاوت و غرور تحمل کردم و در 50 سالگی پنجره دلم را گشوده ام که ناگهان از در درآید مرگ با شگوه و جلال که طلایه دار آزادگی و آزادی است از زندان دنیا و هم چنان در انتظار آمدنش لحظه ها را می شمارم.

از لگدمال شدن در زیر سم ستوران و رهگذران سنگدل و حرامیان نمک به حرام و... همچون گون صبر و استقامت را آموخته ام. زیرا که آزادگی معادل و مکل توحید است و ظلم معادل شرک است که فرموده: «انّ الشّرک لظلمٌ عظیم» و استقلال و استغناء نشانه صمیت خالق هستی است و استعمار و استکبار نشانه خیره سری ابلیس و اهانت نشانه حقارت و صبوری نشانه حقانیت و سکوت و سلام نشانه دانائی و علمِ الی نشانه لطف خدا بر انسان و امیدوارم شایسته بندگی خالصانه او باشم و بس

من روبروی ساعت دیواری

آئینه می گذارم و در انتظار مرگ

در گوشه اتاقک من گاهی

نوری شبیه یک ستاره دنباله دار

گاهی مرا به اسم صدا می زند و من

در انتظار توبه و بخشش

الله را تکرار می کنم.

 

 

برچسب ها:

درباره من

درباره من


علی اصغر سعادتی مطلق
متولد1329
کارشناس ارشد پژوهش هنر و فیلمنامه نویسی
الف) سوابق، مسئولیت ها و فعالیت ها
1- تاسیس بخش هنری در دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم
2- رئیس هیئت های داوری جشنواره فیلم و موسیقی و تئاتر فجر به نمایندگی از حوزه علمیه در 5 سال متوالی62-67
3- تاسیس معاونت هنری در موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) زیر نظر حجت الاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینی سال 1368
4- عضو شورای عالی جشنواره یاد و یادگار
5- تاسیس موسسه عروج فیلم در سال 1372
6- عضویت در شوراهای فیلمنامه 1- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 2- انجمن سینمایی دفاع مقدس3- گروه تلویزیونی شاهد4- گروه معارف شبکه اول 5- بیناد سینمایی فارابی
7- تاسیس دفتر پژوهش و نشر هنر دینی در معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سال 1379
8- رئیس هیئت داوران جشنواره فیلم ققنوس (راهیان نور)
9- مشاور هنری موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)
ب)تولیدات
فیلمنامه نویسی، تهیه کنندگی، کارگردانی و مدیریت تولید فیلم ها و برنامه های تلویزیونی 1.خلوت خورشید 2.حضور 3.امام خمینی منادی آزادی 4.رسالت زن مسلمان 5.قبیله ایمان 6.الطاف حق 7.بوی خوش آشنایی 8.آتش نهفته 9.کام 10.حدیث نور 11.راست قامتان 12.درخت دوستی

ج)تالیفات 1. مجموعه شعر میلاد
2. مجموعه مقالات نقد ادبی و نقد سینما، هدف ادبیات و هنر، مدیریت هنر در مجله حضور، روزنامه میان مجله سروش، روزنامه کیهان و فارابی و قرار
3. طرح فیلمنامه آماده نگارش بزرگراه آسمانی بر اساس مفاهیم قرآنی
4. فیلمانه سینمائی (اطاق فکر) موضوع انقلاب
5. سردبیر فصلنامه ادبی هنری قرار 1386
6. فیلمنامه تمنای وصال.با نام مه.تولید و از شبکه تهران پخش شد 1386
7. فیلمنامه سیمای راست قامتان (درباره بزرگان حوزه ی علمیه )، تولید 89-90

برچسب ها

لیست نویسندگان

    نظرات اخیر

    هیچ چیز

    AuthorList